در واقع شما با ساخت اين‌گونه فيلم‌ها قصد داريد مخاطب را نسبت به ارزش‌هاي فراموش شده و در حال فروپاشي خانوادگي، حساس كنيد و هشدار دهيد؟

البته اين كاري نيست كه در توان من باشد و با ساخت فيلم بتوانم جامعه را عوض كنم، اما مي‌توانم يك نقطه در اين كار باشم و در حد خودم ارزش‌هاي اصيل و منطقي خانوادگي را به مخاطب يادآوري بكنم. مثلا در فيلم پاتو زمين نذار مرد محترمي ‌است كه صاحب يك شركت و انسان شريفي است و 2 فرزند و يك نوه دارد. وقتي همسرش به وي محبت نمي‌كند و با بي‌مهري مواجه مي‌شود يا پسر و دخترش با او همصحبت نمي‌شوند او به تدريج احساس تنهايي و خلا‡ مي‌كند و جذب محبت آن دختر جوان مي‌شود و كارش به جايي مي‌رسد كه رشوه مي‌گيرد و سابقه و آبروي چندين ساله‌اش را به خطر مي‌اندازد. البته او اين كار را به خاطر خوشبخت كردن دختر و اين‌كه سايه بالاي سر وي باشد انجام مي‌دهد نه از روي هوي و هوس و انگيزه‌هاي شهواني. حتي به او مي‌گويد كه از زنش راضي است و با وي مشكلي ندارد. در واقع او دست به عمل غيراخلاقي نمي‌زند يا از سر تنوع‌طلبي و هوي و هوس اين كار را نمي‌كند بلكه مهر و محبتي را كه بايد در خانواده و از همسرش دريافت كند نمي‌بيند و جذب كس ديگري مي‌شود كه به نياز او پاسخ مي‌دهد، اين مساله‌اي است كه امروزه در خانواده‌هاي ايراني به وفور ديده مي‌شود.

در سال‌هاي اخير به موضوع خيانت در سينما خيلي توجه شده و فيلم‌هاي مختلفي در اين باره ساخته شده است كه شاخص‌ترين آنها شوكران و چهارشنبه سوري بود...

راستش من اين فيلم‌هايي را كه به آن اشاره كرديد نديدم ولي در پاتو زمين نذار، مساله خيانت مطرح نيست. حتي دختر پاشا به مادرش مي‌گويد كه تو مادر خوبي بودي، زن خوبي بودي، اما آيا معشوقه و يار خوبي هم براي بابا بودي؟ مهري، همسر پاشا هم در نهايت نسبت به بيان ضعف خود اغراق مي‌كند و مي‌گويد كه نسل ما شوهرداري را ياد نگرفته و تنها آموخته كه چگونه قناعت يا بچه‌داري كند. در واقع او بعد از آشنايي و شناخت بيشتر ليلي به او و همسرش حق مي‌دهد و ضمن همدلي با آن دختر مي‌كوشد به او كمك كند.

در عين اين‌كه وي به شكل قانوني و صيغه‌اي با وي ارتباط برقرار مي‌كند و خارج از شرع هم رفتار نمي‌كند، بنابراين من معتقدم نمي‌توان رفتار پاشا را خيانت معني كرد. در نهايت او ترجيح مي‌دهد به زندگي با همسرش ادامه دهد در حالي كه مهري نيز متوجه شده بايد به شوهرش بيش از گذشته محبت و توجه كند.

اين‌كه بدون اطلاع همسرش و به صورت پنهاني با ليلي ارتباط برقرار مي‌كند را خيانت معني نمي‌كنيد؟

ممكن است كه پاشا پنهان‌كاري كرده باشد، اما خيانت نمي‌كند و عمل غيراخلاقي و غيرشرعي انجام نمي‌دهد و نمي‌توانيم بگوييم او دچار لغزش شده بلكه شرايط عاطفي و خانوادگي او به شكلي بود كه پاشا با توجه به وضعيت ليلي، خلاها و كمبودهايي كه در زندگي خود داشته گويي به سمت اين موقعيت پرتاب شده است. اتفاقا بسياري از اختلافات و مسائل خانوادگي روي همين مسائل به ظاهر كم‌اهميت و كوچك شكل مي‌گيرد و بتدريج به بهمني بزرگ تبديل مي‌شود كه بر سر آنان فرو مي‌ريزد. پاشا در نهايت و پس از اين‌كه به زندگي خودش برمي‌گردد، از كاري كه انجام داده پشيمان نيست و آن را به معني خيانت نمي‌داند.

آقاي قادري شما در بيشتر فيلم‌هايي كه مي‌سازيد، خودتان نيز به عنوان بازيگر نقش اصلي حضور داريد، آيا اين مساله به سابقه و علاقه شما به بازيگري بر مي‌گردد يا دلايل ديگري دارد؟

به اين سوال شما بايد كمي‌ خشن پاسخ دهم. ببينيد من هنرپيشه و بازيگر هستم كه كارگرداني هم مي‌كنم، اما كارگرداني نيستم كه به خودم نقش بدهم. در واقع شما بايد بين ايرج قادري كارگردان با ايرج قادري بازيگر تفاوت قائل شويد. ممكن است ايرج قادري كارگردان نقشي را براي فيلمش ترسيم كرده باشد كه ايرج قادري بازيگر براي آن نقش مناسب نباشد. در آن صورت من بازيگر ديگري را انتخاب مي‌كنم، اما زماني كه آن نقش با ويژگي و مختصات بازيگري ايرج قادري تناسب داشته باشد، ترجيح مي‌دهم خودم آن نقش را بازي كنم. چه بسا كارگردان‌هاي ديگري هم كه بازيگر هستند، همين كار را مي‌كنند. ضمن اين‌كه من با اين كار انرژي و تواني را كه براي هدايت يك بازيگر در ايفاي درست نقش بايد بگذارم، صرف كار ديگري مي‌كنم. اين‌كه برخي فكر كنند ايرج قادري نقش‌هاي محوري را به خودش مي‌دهد و از سر خود خواهي اين كار را مي‌كند درست نيست و بنده براساس توانايي و خصلت‌هاي بازيگر و تناسب او با نقش، دست به انتخاب مي‌زنم.

در واقع از امتياز كارگرداني براي تصاحب نقش اصلي استفاده نمي‌كنيد؟

دقيقا همين‌طور است. اين روالي متداول در جهان است. مثلا آقاي كليس تي ين فود كه كارگرداني مي‌كند خودش بازي نمي‌كند. به نظرم اين مساله چيز عجيبي نيست.

خودتان به كداميك از اينها علاقه و گرايش بيشتري داريد؛ بازيگري يا كارگرداني؟

واقعا فرقي برايم نمي‌كند، مثل اين مي‌ماند كه بگوييد دخترتان را بيشتر دوست داريد يا پسرتان را.

با توجه به اين‌كه شما در قبل و بعد از انقلاب تجربه بازيگري داشتيد، نظرتان درباره سطح و جنس بازيگري در اين دو دوره تاريخي چيست؟

راستش زماني كه من در جامعه و با مردم مواجه مي‌شوم آنان از سر محبت يا واقعيت مي‌گويند ما هنوز بازي‌ها يا فيلم‌هاي قديم شما را دوست داريم. البته من به سينماي كنوني و بازيگران جواني كه وارد اين عرصه شده‌اند احترام مي‌گذارم، ولي آن محبوبيتي كه بايد نزد مردم داشته باشند چندان وجود ندارد. نمي‌دانم چرا سينماي ايران متوقف شده و بازيگر شاخص بيرون نمي‌دهد. يعني وقتي ما فيلمي‌ مي‌خواهيم بسازيم بازيگر محدودي داريم و مثلا سه چهار تا زن بازيگر داريم كه صاحب نام هستند و مثلا زماني كه به يك بازيگر خانم بيست ساله نياز داريم ما را با مشكل مواجه مي‌كند و مثلا خانم نيكي كريمي‌ را نمي‌توانيم 20 ساله كنيم.

البته به لحاظ كمي‌ تعداد بازيگران افزايش پيدا كرده است.

بله ولي تنوع در آنها كم است. به عنوان مثال براي نقش جواني كه تازه از سربازي آمده، ما بازيگر در اين سن و سال كم داريم و آنها نيز ممكن است سر پروژه ديگري باشند و نتوانند با كارگردان همكاري كنند. يا بايد از خير فيلم بگذريم يا اين‌كه از يك نابازيگر يا بازيگر تازه كار استفاده كنيم كه مشكلات خاص خودش را دارد و مثلا تهيه كننده نمي‌پذيرد چنين كاري بكند.

آيا نوع بازيگري هم تغيير كرده به اين معني كه سطح و جنس بازي‌ها رشد كرده باشد؟

بله ما بازيگران خوبي در سينماي ايران داريم كه بعد از انقلاب ظهور كرده‌اند و نمي‌توان آن را ناديده گرفت. مثل پرويز پرستويي و محمد رضا فروتن كه خيلي خوب و قوي بازي مي‌كنند. ما شاهد بازيگران خوبي در اين سال‌ها بوده‌ايم.

اتفاقا يكي از بازيگران محبوب بعد از انقلاب محمدرضا گلزار است كه شما در فيلم سام و نرگس او را به سينماي ايران معرفي كرديد و در واقع راه ورود او را به سينما باز كرديد؟

در سام و نرگس نه فقط گلزار كه بازيگران ديگر هم جديد بودند. مثلا يك پسر جواني به نام كاكاوند در اين فيلم حضور داشت كه بسيار خوب بازي مي‌كرد و استعداد فوق‌العاد‌ه‌اي در بازيگري داشت كه متاسفانه خودكشي كرد. اگر اين اتفاق نمي‌افتاد وي اينك يكي از بازيگران خوب و سوپر استار سينماي ايران مي‌شد.

دوباره برمي‌گرديم به فيلم «پاتو زمين نذار»و نقدي كه در مورد نقش ليلي با بازي شيلا خداداد مطرح مي‌شود، به اين معني كه چهره و گريم شيلا خداداد تناسب منطقي با يك دختر رنج كشيده و ضعيف و بي‌پناه ندارد و خيلي شيك و بالا شهري است. نظرتان دراين باره چيست؟

شما ببينيد مثلا‌ در افغانستان بمب مي‌ريزند و مردم آواره در خاك و گل ولاي دست و پا مي‌زنند، ناگهان در ميان آنها چهره زيباي زن يا مردي به چشم مي‌خورد، بدبخت بودن كه حتما نبايد با چهره زشت ترسيم شود. ليلي به هرحال دختر جواني است و قرار نيست صورتش چين و چروك داشته باشد، آيا شما در طبقه كارگر و فقير جامعه، چهره زيبايي نمي‌بينند؟ ضمن اين‌كه ما با سينما سرو كار داريم و بالاخره داشتن چهره زيبا در سينما هم شرط است و به عنوان يك مولفه در فيلمسازي مورد استفاده قرار مي‌گيرد تا در جذب مخاطب تاثير داشته باشد.

آقاي قادري قصد نداريد مديوم تلويزيون را هم تجربه كنيد و سريال بسازيد؟

اتفاقا قرارداد خيلي سنگيني با آقاي زرين‌كوب براي ساخت يك سريال در تلويزيون داشتم و 4 ‌3 ماه در پيش‌توليد كار كردم و بازيگران هم انتخاب شده بودند، ولي متاسفانه بيمار شدم و همين باعث شد نتوانم ادامه دهم و به دليل اين كه سرطان مثانه گرفته بودم و فرآيند درمان بيماري اجازه نمي‌داد به كارم ادامه دهم.

پس با وجود اين بيماري، ادامه كار فيلمسازي هم برايتان مشكل شده است؟

نه خوشبختانه معالجه و درمان شدم و مشكل خاصي به لحاظ جسماني ندارم و اگر خدا بخواهد و فرصت دست دهد، باز هم فيلم خواهم ساخت.

باز هم مي‌خواهيد در ژانر خانوادگي به فيلمسازي ادامه دهيد؟

نه معلوم نيست، در ضمن كدام يك از كارهاي من باهم شبيه است؟

ببينيد مثلا محاكمه و پاتو زمين نذار نه اين‌كه داستان شبيه به هم داشته باشد، ولي هر دو در ژانر خانوادگي ساخته شده است.

ببخشيد ممكن است در 2 فيلم از نماي كلوز آپ استفاده شود، پس بايد نتيجه بگيريم اين دو فيلم، مشابه هم است؟ محاكمه با پاتو زمين نذار خيلي با هم فرق مي‌كنند.

منظور من، شباهت ژانر است نه شباهت داستان اما غير از اين مساله، برخي منتقدان به شباهت جنس بازي‌هاي شما در فيلم‌هايتان معتقدند...

متاسفانه برخي از اين دوستان صاحب قلم يكي از پزهايشان اين است كه هتاكي كنند و به يكي فحش دهند و زماني كه يك فيلم را نقد مي‌كنند،‌ فقط نكات منفي آن را مي‌بينند و برجسته مي‌كنند و اصلا نقاط قوت آن را نمي‌بينند به نظر من، هيچ گونه شباهتي ميان نقش‌هاي من در محاكمه و پاتو زمين نذار و اكورايوم وجود ندارد و هر كدام پرسوناي خاص خود را دارند.

آقاي قادري شما تجربه تهيه‌كنندگي هم داريد و بيش از 30 سال از نزديك با اقتصاد سينما آشنا هستيد، نظرتان درباره دستمزد بازيگري چيست؟

طبيعي است به موازات گران شدن كالاها و اجناس، متناسب با تورم دستمزد بازيگران نيز افزايش مي‌يابد، البته من هم از افزايش نجومي‌ دستمزد بازيگران در چند سال اخير تعجب مي‌كنم، اما درمورد سينما و در آمد آن بايد بگويم كه سينما جاي خوبي براي پول درآوردن نيست و به لحاظ اقتصادي چيز دندان‌گيري نيست و من به شما ثابت مي‌كنم كه به لحاظ مالي، بازيگري با رانندگي در آژانس تفاوت چنداني با هم ندارد. بيشتر بازيگران ما درآمد بالايي ندارند و حساب چندتا بازيگر ستاره كه دستمزد بالايي دارند را بايد از اين مساله جدا كرد. استثناها را نمي‌توان معيار قرار داد. مي‌خواهم بگويم كه سينما پولي ندارد و سينما آدم را صاحب خانه و ماشين نمي‌كند و اين يك تعارف و شعار نيست.منبع


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در جمعه 1388/03/22 ساعت موضوع | لینک ثابت