تبليغاتX
 .::بازیگران قدیمی::. زندگی يعنی چکيدن همچو شمع از گرمی عشق ، زندگی يعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق ، زندگی يعنی دويدن بی امان در وادی عشق ، رفتن و آخر رسيدن بر در آبادی عشق ، ميتوان هر لحظه هر جا عاشق و دلداه بودن ، پر غرور چون آبشاران بودن امّـا ساده بودن ، ميتوان اندوه شب را از نگاه صبح فهميد ، يا به وقت ريزش اشک شادی بگذشته را ديد ، ميتوان در گريه ابر با خيال غنچه خوش بود ، زايش آينده رادر هر خزانی ديد و آسود

فیلم گناه من چیست_ یادی از ایران دفتری_عکس اکران فیلم ضربت_پوستر فیلم صادق کرده

                                         ترانه فیلم گناه من چیست

                   پشت صحنه فیلم گناه من چیست   

سال ساخت فیلم گناه من چیست:1343
کارگردان:گرجی عبادیا
طراح صحنه:ولی الله خاکدان
تهیه کننده و فیلمنامه نویس:گرجی عبادیا
عکاس:رضا بانکی
پخش:اطلس فیلم
رقص:فیما
اواز:ژاله/شاهرخ
بازیگران:اذر حکمت شعار/نادر قاضی بیات
رحیم روشنیان/مسعود زادگان
ملکه رنجبر/لادن/خانم نصیری
رضا شفیع/فخری پازوکی/سیمین/افسانه
ملیحه/زهره/محسن میلانیس

دانلود ترانه فیلم گناه من چیست با صدای شاهرخ ۱

دانلود ترانه فیلم گناه من چیست با صدای شاهرخ ۲


                                           یادی از زنده یاد ایران دفتری

              زنده یاد ایران دفتری     

هنرپيشه برجسته قديمی, ايران دفتری که يکی از چهره های شايسته ی هنری ايران است و به مادر سينما آوازه دارد, به سال 1291 خورشيدی در شهر رشت متولد شد. در نوجوانی با ضيا دفتری ازدواج کرد و 3 سال بعد با رضايت همسرش, با شرکت در نمايشنامه ی "رستاخيز" ميرزاده عشقی, کار هنری خود را آغاز گرفت. او در اين نمايشنامه که تماشاگران آن زن بودند با مهارت زيادی بازی کرد, و در پی آن در نماشينامه "خسرو و شيرين" که باز مخصوص تماشاگران زن بود با ايفای نقش و خواندن آواز, استعداد وافر خود را به متاشاچيان نمود. سپس به تهران آمد و به دليل عشق به کار تئاتر به ياری يکی از آشنايان به هنر او, به يک گروه هنری پيوست و توانست در کنار هنرپيشگان معروف آن زمان به روی صحنه برود. او در اين زمان در چندين نمايشنامه ی پر بيننده, همانند "آرشين ملالان", "خاقان می رقصد", "ايده آل" و "بلبل سرگشته" شرکت موفقيت آميزی داشت. سپس در سال 1313 که عبدالحسين سپنتا فعاليت های سينمايی خود را در هندوستان آغاز کرد با او همراه شد و نقش نديمه شيرين را در فيلم "شيرين و فرهاد" با زبردستی بازی کرد و به جای هنرپيشه اول زن فيلم نيز آواز خواند
ايران دفتری از آن پس با بازی در 23 فيلم سينمايی و 7 نمايشنامه خود را به قله ی شهرت رسانديد. او به جز فيلم های ياد شده در فيلم های " شکار خانگی" 1320, "پريچهر" 1331, "خواب های طلايی" 1331, "يک نگاه" 1334, "برای تو" 1336, "مردی که رنج ميبرد" 1338, "عروس کدومه" 1344, "عروس دريا" 1345, "خدا حافظ تهران" 1346, "ببر مازندران" 1338, "قيصر" 1349, "قهرمانان" 1350, "کلبه ای آن سوی رودخانه" 1351 و چند فيلم ديگر هنر خود را ارائه داده است
ايران دفتری در آذر ماه 1374 با زندگی وداع گفت


                                               عکس اکران فیلم ضربت

       اکران فیلم ضربت 


                                                 پوستر فیلم صادق کرده

                   پوستر فیلم صادق کرده         


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در یکشنبه 1388/07/26 ساعت موضوع | لینک ثابت


فیلم احساس داغ-پلاکاردسازی در سینمای ایران- بیوگرافی پوران- پوستر فیلم شب قوزی-عکس محمد متوسلانی

                                            ترانه فیلم احساس داغ

                زنده یادان ماروتیان و ایرج رستمی    

سال ساخت فیلم احساس داغ:1350
کارگردان و فیلمنامه:روبیک زادوریان
موسیقی:روبیک منصوری
تهیه کننده:روبیک زادوریان/ایرج رستمی
عکاس:فتو کسری(فتو شروین)
پخش:استودیو شهاب
اواز:گوگوش/رامین
شعر:نوذر/نوذر پرنگ
اهنگ:عطاالله خرم
بازیگران:ایرج رستمی/گوگوش
ناتاشا/لرتا/عباس مهردادیان
هایک هوسپیان/ماروتیان/ریمیک
اسدلله یکتا/ژاله علو/مهری ودادیان

دانلود ترانه فیلم احساس داغ با صدای گوگوش و رامین

دانلود ترانه فیلم احساس داغ با صدای گوگوش


                                     پلاکاردسازی در سینمای ایران

                                  پوستر فیلم دختر لر     

پلاکارد (يا "آفيش") به عنوان ويترين سينماها- که در جلب مشتری به داخل سالن نقش مهمی دارد- چند سال بعد از پا گرفتن سينما در ايران بر سردر سينماها جا گرفت و تا امروز نيز دوام يافته است. با هر فيلم چند پارچه نقاشی شده يا تصويری کاغذی همراه بود که هنگام نمايش در گوشه و کنار شهر يا در کنار درب ورودی سينما چسبانده می شد. در آغاز پلاکاردها تصاويری بسيار ساده داشتند، اما با تغييری که در تصاوير و مضامين فيلمها پيدا شد، پلاکارد سازی نيز دستخوش تغيير و تحول اساسی شد. از زمانی که فيلم های پر خشونت، فيلم های سراسر حادثه و زد و خورد، و فيلم هايی با مضامين غير اخلاقی و کاراته ای رواج يافت، پلاکاردها نيز آئينه تمام نمای آنها شدند. تصوير کردن شعله های آتش که از دهانه اسلحه بيرون زده است و يا لگدی که حواله هنرپيشه نقش منفی می شود و در کنارش تصويری از اندام زنان بازيگر وجه غالب پلاکاردها، شد. جاذبه های پررنگ و نيرنگ، رکن اصلی بيشتر پلاکاردها بود، به گونه ای که اگر برای فيلمی پلاکاردی خالی از اين مشخصات ترسيم می شد بی شک در پائين آوردن فروش فيلم نقش زيادی داشت. اين شکل از کار، صاحبان سينما و تهيه کنندگان فيلم ها را، که سفارش دهنده اصلی پلاکاردها بودند، ترغيب می کرد تا هر چه بيشتر طالب تصاويری از اين دست باشند. هر چه در پلاکارد، سkس و خشونت برجسته تر عرضه می شد، به نظر آنان فروش فيلم تضمين شده تر به نظر می رسيد. تا قبل از انقلاب 90 در صد پلاکاردها از اين قبيل بودند. ده در صد بقيه نيز که کپيه ای از روی پلاکارد فيلمهای خوب خارجی بود، نشان از سليقه طرح اصلی آن و اجرای بد نقاش ايرانی داشت (نسبت نمايش فيلم های خارجی به ايرانی بسيار بيشتر بود، حدود 70 فيلم ايرانی در برابر 400 فيلم خارجی.) نکات منفی پلاکاردهای وارداتی فيلم های خارجی، در وجه غالب نيز رعايت می شد. اگر بودند پلاکاردهايی که در چارچوب اين اصول جا افتاده قرار نداشتند، وارد کننده دستور ميداد تا طبق معيارهای رايج پلاکارد تازه ای برای آن تهيه شود. در مورد تهيه پلاکارد برای فيلم های فارسی غالبا طراح و نقاش از کل داستان آن خبر نداشت، فقط به او می گفتند فلان و بهمان بازيگر در فيلم بازی می کنند و اندام زن بازيگر نيز بايد چنين و جنان تصوير شود. پلاکاردها عمدتا بر مبنای چند عکس که تهيه کننده يا صاحب سينما در اختيار نقاش قرار ميداد ترسيم می شدند.

با تاسيس چند سينمای مجلل و بزرگ در تهران، بويژه در بالای شهر، استفاده از پلاکارد هايی بزرگتر از حد معمول رواج پيدا کرد. اين پلاکاردها را در ابعاد نسبتا بزرگی می ساختند و در کنار پلاکاردهای اصلی و سنتی می آويختند. مبتکر اين طرح در ايران صاحب سينما ريولی (مزين فر) بود، که به هنگام افتتاح اين سينما پلاکارد بسيار بزرگی را که مربوط به فيلم "کتاب آفرينش" (ساخته جان هيوستن) بود در جلو سينما نصب کرد.

از زمان ورود فيلم های سه بعدی به ايران (با فيلم "حباب") که برای ديدن تصاوير آنها می بايست از عينک مخصوص استفاده شود، نوع ديگری از پلاکارد سازی شکل گرفت که موسوم به پلاکارد سه بعدی بود. چند تصوير گوناگون بريده شده بر روی يکديگر نصب می شد و با کمک نور پردازيهای بديع، اشکال سه بعدی ايجاد می کردند. اين نوع کار نيز در جلب مشتری سهم زيادی داشت.

در کنار تهيه پلاکاردها و پوسترهای مبتذل برای فيلم هايی که بی شک نيز مبتذل بودند، با ساخته شدن چند فيلم خوب ايرانی، نوعی پوستر سازی هنرمندانه، توسط گرافيست ها و طراحان ارزنده ايرانی، همچون مرتضی مميز و فرشيد مثقالی عرضه شد. سابقه کار اين طراحان و گرافيست ها عمدتا به تهيه پوستر برای نمايش های تئاتری بر می گردد، پوستر ها و پلاکاردهايی که برای فيلم های "گاو"، "پستچی"، و "سرايدار" ساخته شد از اين دست کارهاست. سبک کار نيز همچون خود اينگونه فيلم ها که روز به روز در اشکال به اصطلاح روشنفکری و بدور از درک مردم ساخته می شد، تدريجا کيفيتی انتزاعی و غريب به خود گرفت. که پلاکارد فيلم "غريبه و مه" (ساخته بهرام بيضائی) نمونه ای از آن است.

به اين ترتيب، پلاکارد در آغاز شناسنامه يک اثر سينمايی محسوب می شد و قشنگ ترين و زيباترين صحنه فيلم در سطح کوچک اما رويائی آن جا می گرفت و زمينه صادقانه ای برای داوری و انتخاب تماشاگر مهيا می ساخت، اما، به علت هجوم نوع تازه ای از يک زندگی سراسر سوداگرانه، پلاکاردها هم چهره عوض کردند و تصاوير فريب دهنده مبتذل بر سردر سينماها نشست. و، هنر پلاکارد سازی با دروغ و نيرنگ آميخته شد و پلاکارد ساز به توصيه سود پرستان همه استعدادش را برای فريب تماشاگر و کشانيدن او به داخل سالن سينما به کار گرفت و پلاکاردساز، هويتی همچون ماشين پيدا کرد و هی ساخت و هی ساخت و به چاپ سپرد.


                                            بیوگرافی شادروان پوران

               شادروان پوران       

فرح دخت عباس طالقانی (پوران) خواهرزاده روح بخش خواننده سر شناس اواخر دهه ۱۳۲۰ و اوایل دهه 30 است و به واسطه او جذب خوانندگی شد.

 او ابتدا با نام بانوی ناشناس و سپس با شهرت همسر اولش (عباس شاپوری) با نام بانو شاپوری و سرانجام با عنوان پوران به کارش ادامه داد. او موسیقی را از شاگردی استاد شاپوری شروع کرد. پوران فعالیت در سینما از ۱۳۳۹ آغاز کرد، برخی از فیلم هایی که او در آن ها نقش آفرینی کرده عبارتند از: ستارگان می درخشند، عمو نوروز، طلای سفید، گرگهای گرسنه، لاله آتشین، آقای قرن بیستم، اشکها ولبخندها، دنیای پول، حاتم طائی، گدایان تهران و توفان بر فراز پاترا

همسر دوم پوران آقای روشن زاده بود که ایشان و آقای بهمنش از بهترین مفسران ورزشی ایران بودند، پوران از ایشان دارای 2 فرزند به نام های امید و آرزو شد. مشهورترین ترانه بهاری را او خواند. شاید هم معروف ترین ترانه نوروزی را. گل اومد، بهاراومد، من ازتو دورم... 15 نوروز ایران، با ترانه او آغاز شد و یا ادامه یافت: 41 تا 56.

برای یک دهه کامل و شاید هم بیشتر، بی رقیب ترین خواننده شاد ایران- به سبک خود - بود. در سال های غمگین پس از 28 مرداد، اگر با مرا ببوس می گریستند، با صدای پوران از غم فاصله می گرفتند.

پوران در دهه 1330 مشهورترین خواننده روز ایران شد و در دهه 40 نیز این شهرت را برای خود حفظ کرد. او این راه بلند را خیلی کوتاه طی کرد. از سال 1330 خواند و از سال 1331 با نام مستعار بانو ناشناس وارد رادیو ایران شد. بخت و استعداد خود را در چند فیلم هم آزمایش کرد، از جمله فیلم اول هیکل. بدرستی، کس ندانست چرا از شوهرش شاپوری ویلونیستی که آهنگساز ترانه های او نیز بود جدا شد، اما با روشن زاده تا آخرین لحظات مرگ ناگهانی اش ماند

کمتر می شد حدس زد پوران روزی از فیلتر تنگ برنامه گل ها نیز عبور کند و صدایش برای گلها ضبط شود، که شد! آنها که دستی توانا در ترانه سرائی و آهنگسازی داشتند و دارند، هرکجا از خاطرات خود گفته و نوشته اند، وقتی به پوران رسیده اند بدون لحظه ای تردید از استعداد کم نظیر او برای اجرای تصنیف و ترانه، گوش تیز او برای گرفتن سیلاب های ترانه و آهنگ و آشنائی کامل او به ضربآهنگ ها یاد کرده اند. ریتم را خوب می شناخت و استادانه نیز مراعات می کرد.

از او که در آغاز دهه 60 گرفتار بیماری بی درمان سرطان شد و برای بستن چشم بر جهان، خود را به ایران رساند تا در وطن به خاک سپرده شود، اجرای ترانه های بسیاری باقی مانده است، اما حیف است اگر از ترانه ای یاد نشود که می گویند تا آخرین دورانی که هنوز می توانست زمزمه کند، هرگاه می شد و می خواست آن را با نفسی که بیرون می آمد و کوتاه بود زمزمه می کرد:

چشمای من میل به گریه داره

می خواد بباره

دل نمی دونی که چه حالی داره

چه حالی داره

غصه بجز گریه دوا نداره

خدا نداره

...

هرچی تو دنیا غمه

مال منه

روزی هزاربار

دل من میشکنه

دل دیگه او طاقتا رو

نداره

خدا، نداره

پشت سرهم

داره بد می آره

خدا می آره

از این اجرا، می گویند ضبطی وجود دارد که پوران دیگر نفس خواندن بلند آن را ندارد، اما چنان مسلط آن را می خواند که به گله ای آهنگین می ماند. پوران در سال 1369 زمانی که برای دیدن نوه اش به ایران آمده بود به علت ابتلا به بیماری سرطان درگذشت و در امام زاده طاهر کرج به خاک سپرده شدمنبع


                                            پوستر فیلم شب قوزی

                پوستر فیلم شب قوزی   


                                               عکس محمد متوسلانی

             محمد متوسلانی


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در چهارشنبه 1388/07/15 ساعت موضوع | لینک ثابت