تبليغاتX
 .::بازیگران قدیمی::. زندگی يعنی چکيدن همچو شمع از گرمی عشق ، زندگی يعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق ، زندگی يعنی دويدن بی امان در وادی عشق ، رفتن و آخر رسيدن بر در آبادی عشق ، ميتوان هر لحظه هر جا عاشق و دلداه بودن ، پر غرور چون آبشاران بودن امّـا ساده بودن ، ميتوان اندوه شب را از نگاه صبح فهميد ، يا به وقت ريزش اشک شادی بگذشته را ديد ، ميتوان در گريه ابر با خيال غنچه خوش بود ، زايش آينده رادر هر خزانی ديد و آسود

حمیده خیر آبادی: فراموش شده ايم! - عکسی از پوری بنایی

                                حمیده خیر آبادی: فراموش شده ايم! 

     نادره(حمیده خیر ابادی)    

حميده خيرآبادي بازيگر نام آشناي سينما، تئاتر و تلويزيون، در سال 1303 در رشت به دنيا آمد. او در فيلمهاي سينمايي و مجموعه هاي تلويزيوني بسياري ايفاي نقش کرده که بي گمان آنها را به ياد داريد. «امير ارسلان نامدار» اولين فيلمي بود که او بازي کرد. خيرآبادي در آن زمان 31 سال داشت. خيرآبادي پس از انقلاب هم در فيلمهاي زيادي نقشهاي متفاوتي ايفا کرد.
ثريا قاسمي هنرمند نام آشنا، فرزند حميده خيرآبادي است که از ايشان بابت هماهنگي براي اين ارتباط و احوالپرسي سپاسگزاريم.
اين روزها حميده خيرآبادي از فضاي هنري کشورمان دور شده، به همين بهانه سراغي از اين هنرمند مي گيرم تا ضمن جويا شدن حالش، پل ارتباطي باشيم بين اين هنرمند با مخاطبان. وقتي با خيرآبادي تماس مي گيرم، از آنجا که از فضاي هنري کشورمان چندان اطلاعي ندارد، قبول گفتگو برايش سخت است. سرانجام قبول مي کند. رشته کلام را به دست او مي دهم تا از هر جايي که دوست دارد صحبت را شروع کند که با مکثي کوتاه مي گويد: «اول از اين که سراغ پيشکسوتها را مي گيريد متشکرم؛ چون اين روزها هر کسي ديده مي شود به يادش هستند و هر که کمتر به چشم مي آيد، به نوعي فراموش مي شود! »
مي گويم: چرا فراموش؟! شما فرزندي داريد که همه را به يادتان مي اندازد.
در ادامه مي گويد: «بله! ولي قبول کنيد که در کشورمان در اين سالهاي اخير، چندان به پيشکسوتان بها داده نمي شود و معمولاً از آنها کم ياد مي کنند.
ياد آن روزها و آن سالهاي گذشته به خير. آدمها حس و حال خاصي داشتند. احترام به بزرگترها هيچ وقت فراموش نمي شد و جوانترها بدون اذن بزرگترها به فضاي هنري پا نمي گذاشتند. ولي متأسفانه امروز همه چيز تغيير کرده و جوانترها، به خاک صحنه خورده ها کمتر بها مي دهند. به نظر من اين کاستي بزرگي است که از تجربه هاي نسلهاي گذشته استفاده نمي کنند، بگذريم... »
وي در ادامه مي گويد: «وقتي سن آدم بالا مي رود درگير بسياري از بيماريها مي شود، من هم از اين قاعده دور نيستم و مشکلات جسمي ام ديگر اجازه کار کردن به من را نمي دهد. چون بازيگر بايد بتواند خوب حرکت کند و در کنار آن از نظر روحي هم بايد آمادگي کامل داشته باشد. استرسهاي کار بازيگري براي سن و سال من ضرر دارد. اين مسايل باعث دوري من از فضاي کار هنري شده است.»
از خيرآبادي در مورد تعامل وي با هنرمندان مي پرسم که مي گويد: «من با بسياري از هنرمندان، بويژه پيشکسوتها تعامل خوبي دارم و آنها هر از گاهي به ديدنم مي آيند و با هم ساعتها صحبت مي کنيم. البته در محيط زندگي ام هم همسايه ها و دوستان خوبي دارم که هميشه به ديدارم مي آيند.»
و اين روزها حميده خيرآبادي اوقاتش را چطور مي گذراند؟! «بيشتر کتاب مي خوانم. هر از گاهي فيلم و سريالها را دنبال مي کنم و گاهي هم با دخترم ساعتهاي طولاني در مورد کارهايش صحبت مي کنيم.»
حميده خيرآبادي از 31 سالگي بازيگري را به شکل حرفه اي آغاز کرده. از او مي پرسم آيا به جوانان علاقه مند هم ورود به دنياي هنر را توصيه مي کند که در اين مورد مي گويد: «اگر علاقه مند به اين هنر هستند بايد در کنار دنبال کردن بازيگري، خيلي از آثار قوي سينمايي کشورهاي ديگر را هم دنبال کنند؛ اهل مطالعه باشند و هرگز خودشان را از ياد گرفتن و به روز شدن دور نکنند، چون زماني که بازيگري، خودش را کامل احساس کند، آن روز بايد مرگ خودش را اعلام کند، زيرا اين هنر ارتباط عميقي با نو شدن دارد و اين قضيه هنرمند را از کليشه شدن و ارايه بازي کسالت بار و تکراري دور مي کند و اين راز ماندگاري هر هنرمندي است.
بسياري از هنرمندان اين روزها ديگر در ميان ما نيستند، اما هنوز هم جاي خالي آنها احساس مي شود و اين تأثير هنر بازيگري است. اميدوارم جوانان علاقه مند به اين حرفه به اين مسايل مهم توجه کنند، زيرا جاذبه هاي ظاهري، تنها انسان را در دوران جواني همراهي مي کند و آنچه تا هميشه مي ماند، ارايه آثار ماندگار است.»
خيرآبادي بيش از هشتاد سال دارد و نزديک به چهل سال از زندگي اش را در عالم هنر سپري کرده است. از ايشان مي پرسم اگر دوباره به دوران جواني اش برگردد باز هم سراغ بازيگري مي رود که با مکثي طولاني مي گويد: «خيلي سخت است، اما بايد بگويم لذت ادامه اين هنر در آن روزهاي سخت و بدون امکانات بسيار بيشتر از اين روزهاست. چون صداقت ها، دوستي ها و گذشت هاي آن روزها غيرقابل وصف و ديدني بود؛ تصاويري که هرگز اين روزها تجربه و تکرار نمي شوند! »
منبع


                                             عکسی از پوری بنایی      

                پوری بنایی.


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در یکشنبه 1388/03/31 ساعت موضوع | لینک ثابت


گفتگویی با ایرج قادری به بهانه اکران فیلم پاتو زمین نذار - عکسی از منوچهر صادقپور

          گفتگویی با ایرج قادری به بهانه اکران فیلم پاتو زمین نذار       

                        ایرج قادری 

                                   فيلم خانوادگي مثل نان شب است

           

جام جم آنلاين: شايد براي بسياري از مخاطبان سينما كه از فروش بالاي اخراجي‌ها شگفت زده شده‌اند، جالب باشد كه بدانند ركورد پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران، زماني به فيلم «برزخي‌ها» ساخته ايرج قادري تعلق داشت كه اتفاقا آن هم به سينماي جنگ پرداخته بود و در زمان خود يعني سال 61 حتي به مرز روزانه يك ميليون تومان هم رسيد كه با توجه به بهاي بليت سينماها در آن زمان، رقم قابل توجهي بود. ايرج قادري اينك با «پاتو زمين نذار» چهلمين فيلم بلندش را در مقام كارگردان و هفتادمين حضورش به عنوان بازيگر را در سينماي ايران تثبيت كرده است. او علاوه بر بازيگري و كارگرداني، تهيه‌كنندگي را نيز در كارنامه حرفه‌اي خود دارد. زماني با اين بازيگر كارگردان 74 ساله گفتگو مي‌كردم كه روز قبلش شايعه مرگ او به صورت پيامك در تلفن همراه اهالي سينما رد و بدل شد. دامنه اين شايعه به قدري بود كه در نهايت قادري مجبور شد نسبت به آن واكنش نشان دهد. وي در اين‌خصوص گفت: «نمي‌دانم چه كساني اين شايعات را مطرح مي‌كنند و از مطرح كردن آن چه لذتي مي‌برند؟ با شايعه شدن خبر درگذشت من لحظات سختي بر بستگان، نزديكان و خانواده من گذشت.» او اگرچه بيماري سختي را پشت سر گذاشت، اما اكنون در سلامت كامل به سر مي‌برد. گفتگوي ما با او، گواه بر اين مدعاست.

در دهه اخير برخلاف دهه 60 كه اغلب آثارتان به سينماي اكشن مي‌پرداخت، شاهد ساخت فيلم‌هاي خانوادگي هستيم و فيلم اخيرتان «پاتو زمين نذار» هم در اين ژانر توليد شده است. علت گرايش شما در اين سال‌ها به سينماي خانوادگي چيست؟

چند روز پيش يكي از دوستان فيلمنامه اي را به من پيشنهاد كرد كه در پايان قصه، دختري روي پدرش اسلحه مي‌كشد و داستان در فضاي خشونت‌آميز روايت مي‌شود. من گفتم كه اين مساله در كشور ما شايع نيست و اين‌گونه قصه‌ها متعلق به سينماي وسترن و غرب است. اصلا دختر ايراني با اسلحه آشنا نيست و آن را در زندگي تجربه نكرده است. لذا آن فيلمنامه را رد كردم و گفتم كه من چنين فيلم‌هايي نمي‌سازم، هر چند در سينماي اكشن زياد كار كرده‌ام. به هرحال در سينما ژانرهاي گوناگوني وجود دارد كه هر كارگرداني به سمت يكي از آنها گرايش پيدا مي‌كند، يكي اكشن مي‌سازد ديگري كمدي كار مي‌كند و يكي هم درام مي‌سازد. من هم شخصا به فيلم‌هاي خانوادگي گرايش دارم و مثلا تمايلي به ساخت فيلم طنز ندارم.

با توجه به اين‌كه سينماي شما همواره مخاطبان خاص خود را داشته است و ژانر طنز در ميان مخاطبان ايراني محبوبيت زيادي دارد، تا حالا وسوسه نشده‌ايد كه فيلم‌هاي كمدي را هم تجربه كنيد. قطعا براي مخاطباني كه با نام شما آشنا هستند، فيلمي ‌طنز از ايرج قادري مي‌تواند جذاب و پر مخاطب باشد.

راستش چون در فضاي سينماي كمدي نبوده و نيستم، مي‌ترسم در ارائه و القاي آن به مخاطب موفق نباشم و فرصت امتحان كردن آن را هم ندارم، اما اگر يك فيلمنامه خوب و جديد در زمينه طنز به دستم برسد، بدم نمي‌آيد آن را اجرا كنم. ولي متاسفانه فيلمنامه قوي در اين ژانر نداريم.

يك‌بار بهروز افخمي‌ در مصاحبه‌اي به نكته‌اي اشاره كرد كه من خيلي لذت بردم. گفته بود سناريوها ديگر تمام شده است. واقعا هم همين‌طور است، ما در حال حاضر سناريوي به درد بخوري نداريم.

با اين حساب گرايش شما به ملودرام‌هاي خانوادگي به دليل فيلمنامه‌هاي خوب در اين ژانر است؟

ببينيد ما فروشگاه‌هاي مختلفي در كشور داريم كه يكي مثلا مبل و وسايل لوكس مي‌فروشد، ديگري مواد غذايي عرضه مي‌كند و يكي ديگر هم لوازم ورزشي و... با توجه به وضعيت اقتصادي كشور كمتر كسي ميل يا قدرت خريد مبلمان و لوازم لوكس را دارد، اما از مواد غذايي نمي‌توانند بگذرند. فيلم‌هاي خانوادگي نيز در ميان ژانرهاي مختلف سينمايي مثل نان شب براي افراد است و لزوم توجه به آن در هر شرايطي احساس مي‌شود و مخاطبان ايراني نيز علاقه ويژه‌اي به اين فيلم‌ها دارند ضمن اين‌كه نهاد خانواده در جامعه امروز بشدت به وسيله عوامل مختلفي تهديد مي‌شود و خانواده ايراني، جايگاه و منزلت گذشته خود را از دست داده است و سينما نمي‌تواند به اين مساله مهم بي‌توجه باشد.

براي همين است كه در اكثر فيلم‌هاي خانوادگي شما، اختلاف و تضاد نسل‌ها و مشكلاتي كه ميان والدين و فرزندانشان وجود دارد، برجسته است؟

دقيقا همين‌طور است چون من بشدت معتقدم انسجام و همبستگي خانوادگي در جامعه امروز سست شده و در حال گسستن است. مثلا در گذشته پسر در مقابل پدر، پايش را دراز نمي‌كرد يا سيگار نمي‌كشيد. هر كدام جايگاه خود را مي‌دانستند. خانواده معني و احترام داشت. محبت و عواطف معني و عمق داشت، اما اكنون انگار همه اينها در حال فراموشي است. مثلا بچه كه به سن بلوغ مي‌رسد مهاجم مي‌شود و رودرروي پدرش مي‌ايستد يا از خانه فرار مي‌كند. لذا ساخت فيلم‌هاي خانوادگي و توجه او به خطراتي كه آن را تهديد مي‌كند يكي از وظايف سينماست و صرفا نبايد براي سرگرمي‌ ساخته شود.

                                     لطفا بقیه را در ادامه مطلب بخوانید 


                   عکسی از منوچهر صادقپور (بازیگر - کارگردان - تهیه کننده)   

            منوچهر صادقپور 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در جمعه 1388/03/22 ساعت موضوع | لینک ثابت


پيكر«پروين سليماني» نادعلي‌گويان تشييع شد

         پيكر«پروين سليماني» نادعلي‌گويان تشييع شد

    مراسم خاکسپاری پروین سلیمانی  

پيكر پروين سليماني در ميان مردم هنردوست از خانه سينما تشييع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) به خاك سپرده شد.

به گزارش خبرنگار سرويس سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) دراين مراسم كه جمعي از هنرمندان نيز در كنار مردم حضور داشتند، داوود رشيدي، رييس انجمن بازيگران در سخناني با اشاره به حضور هنرمندان و مردم در تشييع اين هنرمند گفت: اين خصلت ما ايراني‌هاست كه هميشه جمع‌مان جمع است و به هنرمندان ارج مي‌نهيم.

دراين برنامه كه از ساعت 9 تا ساعت 10 صبح ادامه داشت بنا به وصيت پروين سليماني يكي از هنرمندان به‌نام «پايان خدايي» قطعه‌اي براي او دكلمه كرد.

محمدمهدي عسگر‌پور، كامران محمد ورشوچي، مريلا زارعي، محرم به‌سيم ، حميده خير‌آبادي، پوري بنايي، شهره لرستاني، حبيب اسماعيلي، علي‌اكبر ثقفي، پرويز پور‌حسيني، مهدي ميامي، شاهد احمد‌لو، ملكه رنجبر، اصغر بيچاره،پوران درخشنده و ماه چهره خليلي( نوه آن مرحومه) از حاضران مراسم بودند.

پيكر پروين سليماني، نادعلي‌ گويان به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) منتقل شد.

به گزارش خبرنگار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،پروين سليماني بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون شامگاه گذشته ـ 11 خرداد ماه ـ از دنيا رفت.

اين بازيگر كه چندي پيش به‌دليل تومور مغزي بدخيم در بيمارستان بستري بود، بعد از حدود يك ماه حالت نيمه بيهوشي در منزل پسرش درگذشت.

ماه چهره خليلي، نوه اين بازيگر به ايسنا گفت: طي يك ماه گذشته كه مادر بزرگم را به خانه آورديم، حركت خاصي نداشت و تنها هنگامي كه دستمان را در دستش مي‌گذاشتيم آنرا مي‌گرفت كه در نهايت در همان سكوت از دنيا رفت.

پروين سليماني متولد 1301 در تهران، فعاليت هنري‌اش را از سال 1323 با بازي در نمايش «شهرزاد قصه‌گو» آغاز كرد و در همان زمان به‌عنوان گوينده با راديو همكاري داشت. وي با فيلم «گل‌نسا» در سال 31 وارد سينما شد و طي بيش از 60 سال در حدود 80 فيلم ايفاي نقش كرد كه از ميان آنها مي‌توان به «خاك»، «شازده احتجاب»، «بوف كور»، «كندو»، «گوزن‌ها»، «غزل‌»، «آشيانه مهر»، «شبح كژدم»، «بگذار زندگي كنم»، «آن سوي آتش»، «سرب»، «زمان از دست‌رفته»، «ابليس»، «افسانه آه»، «هنرپيشه»، «شب روباه»، «سلطان و غزل» اشاره كرد.

پروين سليماني در دهمين جشنواره‌ي فيلم فجر براي بازي در فيلم «ديگه چه خبر» تقدير شد، اما حضور اين بازيگر در مجموعه‌هاي تلويزيوني به‌ويژه نقش او در مجموعه «تعطيلات نوروزي» بيشتر در خاطره‌ها مانده است و از ديگر سريال‌هايش مي‌توان به «گل پامچال»، «خاله سارا»، «اين خانه دور است»، «مدرسه مادربزرگ‌ها»، «فكر پليد»، «تهران 11 و كاشانه» نام برد.

گفتني مراسم ختم آن زنده‌ياد 16 خرداد ماه در مسجد حجت‌بن الحسن واقع در خيابان سهروردي از ساعت 18 تا 19 و 30 برگزار خواهد شد. منبع


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در چهارشنبه 1388/03/13 ساعت موضوع | لینک ثابت


پروین سلیمانی درگذشت

                        

                                  پروین سلیمانی درگذشت                          

                  پروین سلیمانی     

 به گزارش اخبار شبانگاهی شبکه سوم سیما پروین سلیمانی در سن ۸۷ سالگی درگذشت.

«پروين سليماني» كه نام اصلي او (بتول سليماني‌خو) است، در سال 1301 در تهران متولد شد و بازي در تئاتر را از سال 1323 با نمايش «شهرزاد قصه‌گو» و همچنين بازي در سينما را از سال 1331 با فيلم سينمايي «گلنساء» آغاز كرد و طي سال‌ها فعاليت در بيش از 200 فيلم سينمايي، فيلم كوتاه، سريال تلويزيوني، تئاتر و تله‌تئاتر به ايفاي نقش پرداخت.
او در فيلم‌هاي سينمايي مانند غزل(محمدرضا زهتابي)، بدلكاران (مهدي صباغ زاده)، پنجه در خاك (ايرج قادري)،سلطان (مسعود كيميايي)، شب روباه (همايون اسعديان)، محبوبه (احمد حسني مقدم)، طالع سعد(مهستي بديعي)، آقاي شانس (رحمان رضايي)،سفر به خير (داريوش مودبيان)، حالا چه شود(محمد جعفري)، هدف (بهرام كاظمي)، سرب (مسعود كيميايي)، ديگه چه خبر؟! (تهمينه ميلاني) و... ايفاي نقش كرده است.


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در دوشنبه 1388/03/11 ساعت موضوع | لینک ثابت