تبليغاتX
 .::بازیگران قدیمی::. زندگی يعنی چکيدن همچو شمع از گرمی عشق ، زندگی يعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق ، زندگی يعنی دويدن بی امان در وادی عشق ، رفتن و آخر رسيدن بر در آبادی عشق ، ميتوان هر لحظه هر جا عاشق و دلداه بودن ، پر غرور چون آبشاران بودن امّـا ساده بودن ، ميتوان اندوه شب را از نگاه صبح فهميد ، يا به وقت ريزش اشک شادی بگذشته را ديد ، ميتوان در گريه ابر با خيال غنچه خوش بود ، زايش آينده رادر هر خزانی ديد و آسود

رضا فاضلی درگذشت

                                   رضا فاضلی درگذشت

                زنده یاد رضا فاضلی

رضا فاضلی در تاريخ دوازدهم تير ماه 1314 چشم به جهان گشود.

محل تولد او در عودلاجان تهران بوده و وی دوران کودکی اش را در خيابان اسماعيل بزاز کوچه صالحی گذرانده است. رشته ابتدائی را در مدارس نوشيروان و خيام تمام کرد و دوره متوسطه را در دبيرستان های پهلوی و فرخی بپايان رسانيد.

پس از يکسال آموزش در نيروی هوائی در شهريور 1332 تهران را به قصد نا معلومی ترک کرد و پس از هشت سال که در کشور های حوزه خليج پارس، مصر، و لبنان را مسير قرار داده بود از سال 1954 تا 1959 در کشور های فرانسه، آلمان، انگليس، و آمريکا به کارو تحصيل مشغول گرديد.

پس از بازگشت به ايران به خاطر داشتن سوابق سياسی به سوی شغل آزاد رفت و بزودی سر از سينمای ايران در آورد.

با فيلم "خانم عوضی گرفتی" به سينمانی ايران معرفی شد و تا سال 1354 در کشور های ايران، ترکيه، پاکستان، ايتاليا، مجارستان بعنوان هنرپيشه، کارگردان و تهيه کننده ايفای نقش نمود.

تحصيلات او درادبيات پارسی، فلسفه، سينما، تاريخ و به ويژه در فلسفه اديان می باشد.

وبلاگ بازیگران قدیمی درگذشت این هنرمند را به جامعه هنری این مرز و بوم تسلیت عرض می نماید


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در چهارشنبه 1388/01/26 ساعت موضوع | لینک ثابت


ویژه نامه نهمین سالروز درگذشت زنده یاد محمد علی فردین

           ویژه نامه نهمین سالروز درگذشت زنده یاد محمد علی فردین      

           

   دکتر هوشنگ کاووسی: تمام مخارج خاکسپاری و مراسم یادبود مرحوم غلامرضا تختی را فردین تقبل کرده بود.

     

محمد علی فردین در تاریخ 1۵/11/1309 در یکی از محله های جنوبی تهران متولد شد ودر تاریخ ۱۸/1/1379 بر اثر سکته قلبی دیده از جهان فرو بست.

تشییع جنازه فردین با جمعیتی بیش از ده هزار نفر از امجدیه از امجدیه تا بهشت زهرا برگزار شد.

در زمان نوجوانی به ورزش کشتی روی اوردودر جوانیعنوان نائب قهرمانی و مدال نقره جهان را کسب کرد و در میان علاقه مندان به ورزش به چهره ای محبوب تبدیل شد.

فردین پس از بازی در پنج فیلم و زمانی که به ثروت رسید و صاحب استودیو و سینما شده بود کارگردانی را نیز اغاز کرد و بعد در مقام تهیه کنندگی هم ظاهر شد ولی هیچگاه از بازیگری دل نکند. نخستین فیلم فردین چشمه اب حیات به کارگردانی دکتر اسماعیل کوشان بود .اولین فیلم کارگردانی شده فردین فیلم گرگهای گرسنه بود و جمعا هجده فیلم کارگردانی کرد که بهترین ان سلطان قلبها بود.

گنج قارون را به عبارتی پربیننده ترین  فیلم تاریخ سینمای ایران می دانند که در مدت یکسال در سینماهای مختلف بر روی پرده بود و حتی دوازده سالن سینما بسرعت برای اکران این فیلم ساخته شد.

فردین انسان بسیار خیر و نیکوکاری بود که از کمک به مردم دردمند و تنگدست دریغ نمی کرد.

دکتر هوشنگ کاووسی پس از درگذشت فردین رازی را برملا کرد که تا ان موقع کمتر کسی از ان اگاه بود این که تمام مخارج خاکسپاری و مراسم یادبود مرحوم غلامرضا تختی را فردین تقبل کرده بود بدون انکه جایی به این قضیه اشاره کرده باشد.

وی پس از انقلاب به کار فرش فروشی مشغول بود و پس از مدتی به دلیل مشکلات گوناگون به شغل قنادی روی اورد.

باور عمومی مسلمانان این است که نوع مرگ ادمها نشانه دنیا و اخرت انهاست و فوت فردین مطابق با اولین روز ماه محرم بود.دقیقا شب جمعه بود ان هم بدون درد و رنج و عذاب کشیدن و یا عذاب دادن اطرافیان. مرگی که ان را مرگ ارام و باعزت می دانند.مرگی که ارزوی خیلی ها اینگونه مردن است.

         

                                                           زنده یاد فردین و پسرش

 خبر کوتاه بود: (محمدعلی فردین درگذشت) ولی همانقدر که خبر کوتاه بود ،تاثیر ان بر شنونده بی پایان بود،هرکس که خبر را می شنیدبرای چند لحظه مات و مبهوت می ماند. پیران با تاسف سر تکان می دادند.انگار که با رفتن فردین بخشی از گذشته انها مرده بود. شاید هم به یاد دوره جوانی خودشان می افتادند به یاد روزهایی که به دیدن فیلمهای او می رفتند از چشمه اب حیات گرفته تا غزل و برزخی ها به راستی که فردین ازبین ما رفت و سینمای فردین به پایان رسید . برای خاکسپاری پیکرش هزاران نفر به دنبالش روان شدند و خیلی از انان همان هایی بودند که در بودنش به او تاختند ، او را زیر رگبار فحش و ناسزا گرفتند و او را سمبل سینمای فارسی ان زمان دانستند و در این میان حتی به گذشته ورزشی او نیز رحم نکردند و گناه سینمای مبتذل و مطرود ان زمان را به پای او نوشتند.

شاید نسل جوان کشور ما بخوبی او را نشناسند ولی پیران همگی او را به خاطر دارند. نه تنها به خاطر وجهء سینمایی اش ، بلکه به خاطر دلاوریهای او در عرصه کشتی و رسیدن به مقام نائب قهرمانی جهان که ارزوی هر کشتی گیر ایرانی است . محمد علي فردين به بركت چهره جذاب و دلنشين خدا داده اي كه داشتبنا بر دعوت مديران مقتدر سينما به عرصه بازيگري پاي نهاد و خيلي زود محبوب نسل جوان آن دوره شد.امير ارسلان نامدار به زودي تبديل به علي بي غم گنج قارون شد و ديري نپاييد كه سلطان قلبها توانست محبوب مردم و يكه تازسينماي كشور گردد.

                             زندگی ورزشی محمد علی فردین به زبان خودش

                                            پدرم مايل نبود من قهرمان شوم                  

             

مجله كيهان ورزش در شماره 191 خود كه روز شنبه 9/5/1338 انتشار يافت روي جلد خود را به تصوير زيبايي از محمد علي فردين از صحنه فيلم چشمه آب حيات اختصاص داده بود و در بالاي آن تصوير اين جمله آمده است.(قهرماني كه هنر پيشه شده است) در صفحات 24و25همان صفحهشماره كيهان ورزشي مربوط به 41 سال پيش است گزارش مفصلي از چگونگي راهيابي زنده ياد محمد علي فردين به عالم سينما به چاپ رسيده و در متن صفحه 24 محمد علي فردين زندگينامه اش را به قلم خودش نوشته است :

سال 1309 در يك خامواده متوسط در تهران به دنيا آمدم.پدرم مردي بسيار خوش اخلاق و هنر دوست بود او دوران عمر خودش را كه بيش از 50 سال نمي گذرد يك سوم آن را صرف كارهاي هنري كرده است هنوز كساني هستند كه خاطره هاي شيريني از دوران زندگي هنري ايشان دارند. پدرم مرا با همان روح كه در قالب خود داشت پرورش داد و مرا نيز مانند خود تربيت كرد.در سن 16 سالگي كه اوايل قدرت جواني است مانند هر نوجواني علاقمند به ورزش شدم پدرم با اين امر مخالف بود او عقيده داشت من بايد تحصيل كنم ولي از آن جايي كه به شدت علاقمند به ورزش بودم در پنهان مشغول به ورزش شدم خلاصه پس از تعويض چند رشته ورزش از قبيل هالتر(وزنه برداري) بارفيكس ، پارالل(ژيمناستيك)،رشته مورد علاقه خودم را پيدا كردم،كه همان كشتي بود،از آن تاريخ تا به امروز پس از كسب افتخارات متعددي براي مملكت و خودم مدت 13 سال ميگذرد. اكنون با يك دنيا تاسف و در عين حال رضايت اين ورزش باستاني (كشتي) را كه با خون من مخلوط شده بايد از خود جدا كنم.زيرا جوانان ديگر و ستاره هاي جديدي در آسمان ورزش مي درخشند كه مي خواستم براي آنان كه قدرت و نفس تازه تري دارند ميدان باز كنم و به آنها نيز فرصت بيشتري بدهم تا با دلگرمي زياد تري در كار خود موفق شوند از اين رو لازم دانستم كه از تعقيب اين ورزش دست بردارم.هميشه از من سئوال ميشود كه آيا باز هم به عالم ورزش باز ميگرديد يا خير؟ بايد مجددا عرض كنم كه ورزش از زندگي من جدا نيست ، من معتاد به آن هستم ولي در هر موقع براي پيشرفت هر مقصودي شرايطي وجود دارد كه بايد به آن توجه كرد. وقتي اين شرايط از بين رفت يا از نخست وجود نداشت و يا وجود آوردن آن ممكن نبود،امكان رسيدن به آن هدف بسيار ضعيف است البته دستگاه ورزش ما اگر بخواهد از من استفاده كند، با كمال ميل حاظرم تجربيات 13ساله زندگي ورزشي خودم را در اختيار آنها بگذارم،چون خودم نيز زير سايه استاداني مانند استاد بلور و ديگران به مقام نايب قهرماني كشتي جهان در سال1333 رسيده ام البته با جان و دل حاظرم به عرصه ورزش بر گردم ولي نه در جهت ورزش آماتوري بلكه در راه تربيت جوانان علاقمند به اين ورزش.

                               زند گی هنری محمدعلی فردین به زبان خودش  

      

    از آن جايي كه كارهاي هنري از پدرم به من به ارث رسيد،پس از كناره گيري از اين هنر خشن يعني ورزش كشتي،نتوانستم بيكار بنشينم.لذا به دعوت چند استوديوي فيلمبرداري تصميم گرفتم هنر ظريف سينما را انتخاب كنم و فعاليت را از اين راه شروع نمايم،بالاخره وارد كار سينما شدم.هر كسي وارد ساختمان پارس فيلم بشود،به درب ورودي اتاق دفتر،پلاك كوچكي ميبيند كه روي آن نوشته(دكتر اسماعيل كوشان) شايد اين اسم را نود درصد مردم شنيده باشند.همان طور كه اسم زيبا و قشنگي است،صاحب آن نيز مرد خوش قيافه، پخته و دنيا ديده است،كه با اولين برخورد،هر كسي تشخيص ميدهد كه با يك مرد با تجربه روبرو است. دكتر كوشان به چند زبان خارجي تكلم ميكند و بيشتر عمر خود را صرف كارهاي هنري نموده است. همكاران ايشان كه از كارگردانان معروف سينمايي ايران ميباشند عبارتند از آقايان:سيامك و شاهپور ياسمي و عده ديگري كه افتخار آشنايي ايشان را پيدا كردم.فيلم چشمه آب حيات كه در دست تهيه است،كارگردان آن آقاي سيامك ياسمي است كه ارزش كار خودش را در فيلم طلسم شكسته و ظالم بلا نشان داده و اين خود نمودار پيشرفت كار سينمايي ايران و ارزش اين مردان زحمتكش مي باشد و براي ايشان و همچنين آقاي محمود كوشان فيلمبردار فيلم طلسم شكسته،عروس فراري و چشمه آب حيات جاي چگونه تعريف و تمجيد باقي نيست زيرا همين افتخار بس كه فيلم ايراني(طلسم شكسته)،براي اولين مرتبه 3 بار در فستيوال سينمايي برلن نمايش داده شد.براي من جاي بسي خوشبختي است كه در اولين قدم با چنين اشخاصي آشنا شدم و بدون هيچ تعارف مي خواهم بگويم،همان گونه كه در كار ورزشي خود با استاد يا مربي خوبي روبرو بودم،اين بار نيز آقاي سيامك ياسمي مربي من هستند و ايشان را به استادي قبول ذارم و بسيار از كار هنري خود و همكاران خود راضي هستم و اميدوارم بتوانم فرد نافع و خدمت گزار سالمي براي هنر سينمايي ايران باشم زيرا به عقيده من سينما بهترين جا براي تنوير افكار مردم ،بخصوص نسل جوان وآموزش اخلاق و شناساندن فرهنگ جامعه به جوامع ديگر و مكان مناسبي براي تفريح و سرگرمي مردم است و هنر منداني كه وقت مردم را براي مشاهده كارهي هنري خود بگيرند، بايد اشخاص سالمي باشند تا گفته ها و هنرنمايي هايشان به دل بنشيند كه اميدوارم من هم لايق اين كار باشم و بتوانم دل مردم هنر پرور ايران را شاد كنم و همان طوري كه با استعانت از ذات پروردگار در كار ورزش موفق بودم،در كار هنر سينما و اعتلاي فرهنگ آن به نتيجه دلخواه برسم. انشاء الله


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در یکشنبه 1388/01/16 ساعت موضوع | لینک ثابت


بیوگرافی ابراهیم گلستان - عکسی از ژاله کریمی

                                             بیوگرافی ابراهیم گلستان  

   

   ابراهیم گلستان، نویسنده، عکاس، مترجم، ناشر و فیلمسار مشهور ایران در 22 مهر 1301 در شیراز متولد شد. پس از اتمام دوره دبیرستان به تهران آمد و در رشته حقوق دانشگاه تهران تحصیلات دانشگاهی خود را به انجام  رساند.

در طی این دوران به اندیشه های سوسیالیستی گرایش پیدا کرد و به عضویت حزب توده که تنها حزب مارکسیست ایران بود درآمد. در جریان ماجرای آذربایجان که به درگیری های داخلی در  حزب انجامید، او به گروه رفورمیستها به رهبری خلیل ملکی پیوست.

ابراهيم گلستان  فعاليت ادبي را با ترجمه‌ داستان‌هايی از همينگوی و فاكنر آغاز كرد و نخستين مجموعه داستان خود به نام "آذر، ماه آخر پاییز" را  در 1328 منتشر كرد.

او از نخستين نويسندگان معاصر ايران بود كه برای زبان داستان اهميت ويژه‌ای قائل شد و کوشید نثری آهنگين را در قالبهای داستانی مدرن بكار گيرد
در سالهای آغازین دهه 30 فعالیت های فیلمسازی را آغاز کرد و در طول بیست سال، گلستان به نوشتن سناریو، کارگردانی و تهیه چندین فیلم مبادرت کرد.

اولین فیلم بلند او "خشت و آینه" بود که در زمان خودش نتوانست موفقیت قابل توجهی کسب کند، شاید بدین خاطر که این فیلم هم از لحاظ تکنیکی و هم موضوعی بسیار جلوتر از زمان خود بود.

گلستان تنها یک فیلم داستانی دیگر به نام "اسرار گنج دره جنی" ساخت. این فیلم علاوه بر ارزشهای ویژه هنری اش، نمایانگر تخیل بسیار قوی و شناخت کامل گلستان از وضعیت ایران در سالهای 50 است.  "اسرار گنج دره جنی" در واقع پیش بینی انقلاب در ایران  است که به شیوه طنز به تصویر کشیده شده است. شاید به همین دلیل ماموران سانسورساواک قادر به درک پیام فیلم نشدند و به آن اجازه نمایش دادند.  ولی بعد از گذشت یک هفته توقیف شد و دیگر هرگز به نمایش در نیامد.

دکتر عباس میلانی در کتاب "معمای هویدا" مینویسد:
به روایتی که گلستان خود از دوستانش شنیده، شبی اسرار گنج دره جنی را کاخ سلطنتی به نمایش گذاشتند تا شاه و ملکه خود فیلم جنجالی را ببینند و درباره اش حکم و قضاوت کنند. گویا همانجا هویدا اشارات نمادین فیلم را برای حضار تفسیر و تبیین کرد و حاصل کار دستور توقیف فیلم بود.

گلستان اولین کارگردان ایرانی است که برنده یک جایزه بین المللی شده است. او در سال 1340موفق به دریافت مدال برنز از جشنواره ونیز شد.

در سال 1337 گلستان  با فروغ فرخزاد، شاعر سرشناس آشنا شد و او را به استخدام استودیوی فیلمبرداری خود درآورد. این آشنایی به یک رابطه پایدار عاطفی منجر شد و تا زمان مرگ نابهنگام فروغ ادامه یافت.

ابراهیم گلستان از اواسط دهه 50 مقیم انگلستان است منبع


                                              عکسی از ژاله کریمی


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در جمعه 1388/01/07 ساعت موضوع | لینک ثابت