ترانه فیلم پاشنه طلا
سال ساخت فيلم پاشنه طلا:1354
کارگردان:نظام فاطمي - دستيار کارگردان:ايرج فاطمي - فيلمنامه نويس:احمد نجيب زاده - مدير فيلمبرداري:محمود کوشان - فيلمبردار:حسن مهد يادگار - سرپرست گويندگان:چنگيز جليلوند - امور فني:استوديو پارس فيلم - صدا:مجيد مهرجو - اهنگها:انوشيروان روحاني/حسين واثقي/منوچهر گودرزي - اشعار:نظام فاطمي/رضا شمسا - خواننده:عهديه - چاپ و لابراتوار:اسفنديار شيرازي/اصغر راه چمني - عکاس:محمد بانکي - مدير تدارکات:حسين محسني - تهيه کننده:اسماعيل کوشان.
بازيگران:ناصر ملک مطيعي/شورانگيز طباطبائي/فرخ ساجدي/مرتضي عقيلي/سيمين غفاري/نادره/منوچهر حامدي/عليرضا قوامي/علي اکبر مهدوي فر/علي زاهدي/پروين مهذب/حسن رضايي/قدرت قرباني/ميرزاده/نريمان شيري فرد.
مدت زمان فيلم:114 دقيقه - محصول:استوديو پارس فيلم
دانلود ترانه فیلم پاشنه طلا با صدای عهدیه
عکس سه یار قدیمی در زمان پیری:منصور سپهرنیا - گرشاسب رئوفی - محمد متوسلانی که متاسفانه گرشاسب رئوفی دیگر در میان ما نیست.
گفتگویی با محمد علی کشاورز

ایران صدا: گفتگو با محمدعلی کشاورز
متولد 1309 در اصفهان.
تحصیلات: فارغ التحصیل هنرستان هنرپیشگی تهران و دانشکده هنرهای دراماتیک. آغاز فعالیت هنری از سال 1339 با حضور در نمایش «ویلن ساز» کره مونا، از عمده نمایش هایی که کشاورز در آنها ایفای نقش کرده، می توان به اینها اشاره کرد: «آنتیگون»، «آندورا»، «شهریار»، «اشباح»، «افول»، ، «بختک»، «چند لحظه تا مرگ»/ گروه فرهنگ و ادب و هنر
من در جلفای اصفهان که محلهای ارمنی نشین است به دنیا آمدم، جایی با سابقه طولانی در زمینه موسیقی، نقاشی، منبتکاری، قالیبافی، قلمکاری و قلمزنی. مردم آنجا اکثرا با ترانههای محلی و اجتماعی همچنین اشعار سعدی و حافظ همخو بودند و شبهای طولانی زمستان مینشستند و شاهنامه میخواندند و در قهوهخانهها هم همیشه بحث «نقالی» داغ بود. تئاترهایی هم به زبان ارمنی اجرا میشد که از همان زمان برایم بسیار اثرگذار بود. حتی برای اولین بار سالن تئاتر به صورت «جعبه ایتالیایی» در جلفای اصفهان ساخته شد که هنوز هم وجود دارد.
من به کودکستان مریم میرفتم و مدیر آنجا فردی بود به نام «گراویدار» که زبان ایتالیایی و فرانسه را خیلی خوب میدانست و به ادبیات فارسی هم بسیار مسلط بود و راجعبه اشعار سعدی، حافظ، فردوسی، مولوی و شعرای اصفهان بحث میکرد این گفتگوها و بحثهای فرهنگی که میشد روی ما بسیار تاثیر میگذاشت به خصوص اینکه در دوران کودکی و نوجوانی بودیم و این مسائل برایمان تازگی داشت. من بسیار تحت تاثیر فضای بسیار زیبا و قشنگ اصفهان بودم. به خصوص کاشیکاریهای مساجد که هنوز هم بعد از گذشت صدها سال پا برجاست و کسی نتوانسته مثل آنها کار کند. آن زمان نه تلویزیون بود و نه رادیو و ما به تماشای نمایشنامههایی که در قهوهخانهها برای تفریح و سرگرمی مردم اجرا میشد مینشستیم. حدود 12 سال داشتم که کمکم سینما هم آمد، در آن روزگار پدیده جدیدی محسوب میشد.
اکثر معلمهای ما از تهران فارغالتحصیل شده بودند و آنها مسائل جدیدی را به ما میگفتند و یواش یواش ما را به تئاتر و سینما علاقمند کردند. خانوادهام هم هیچ مخالفتی برای وارد شدنم به کارهای هنری نداشتند. در مدرسه تئاترهایی را کار میکردم که بیشتر مسائل وطنپرستی در آنها مطرح میشد و به موضوعاتی همچون علم بهتر است یا ثروت میپرداختیم.
ورود به هنرستان هنرپیشگی :
بعد از گرفتن دیپلم در دبیرستان «ادب» به تهران آمدم و بعد از گذراندن دوران سربازی چون کار خاصی نداشتم از زور بیکاری بعد از دادن کنکور به هنرستان هنرپیشگی رفتم و دوره سه ساله را در آنجا گذراندم، در آن دوره 20 نفر حضور داشتند واسماعیل شنگله و جمشید لایق از هم دورههایم بودند. اساتید خوبی مثل استاد نامدار، مهرتاش، دکتر نصر، خان ملک، ساسانی، صدری، گرمسیری و جنتی عطایی آنجا بودند و رشتههای مختلف را به ما درس میدادند.
اجرای نمایشهای تک پردهای در تلویزیون
از سوی اداره هنرهای دراماتیک چند استاد از فرنگ آورده بودند و تئاتر را به صورت اختیاری آموزش میدادند که من به همراه نصریان، شنگله، کرامت، والی و خسروی در این کلاسها حضور پیدا کردیم. کمکم تلویزیون ایران شکل گرفت و بچههایی که در عرصه تئاتر کار میکردند جذب تلویزیون شدند و نمایشهایی را به مدت نیم ساعت اجرا میکردیم. این درست در زمانی بود که بعد از کودتای 28 مرداد تئاترها به صورت کاباره درآمده بود و مردم به طور کلی از آن زده شده بودند و کمتر به آن توجه میکردند. یواش یواش مجذوب نمایشهای ما ـ که توسط گروهی از جوانان تحصیل کرده تئاتر که به صورت تک پردهای در تلویزیون اجرا میشد ـ شدند که اثر مستقیمی در کوتاهترین زمان میگذاشت، آن زمان سینما هم فعال شده بود و عدهای هم در آن حوزه مشغول بودند و بیشتر فیلمهای تجاری و سطح پایین ساخته میشد اما ما به خاطر اینکه اعتقادی به آنهایی که سناریو مینوشتند و فیلم میساختند نداشتیم علیرغم درخواستهایی که میشد در فیلمها شرکت نمیکردیم و رسالتی برای کار تئاترمان داشتیم.
تاسیس تئاتر سنگلج :
بالاخره وزارت فرهنگ و هنر مجبور شد سالنی بسازد و سالن 25شهریور که الان سنگلج نام دارد، ساخته شد و ما با گروه هنرهای دراماتیک به آنجا رو آوردیم و چون ضعف نمایشنامهنویسی داشتیم مسابقاتی گذاشتیم و نمایشنامههایی از بیضایی، رادی، کاردان و صیاد که ایرانی مینوشتند دریافت کردیم. اجرای آنها با استقبال زیاد مردم همراه میشد، به طوریکه بلیطها از یک ماه قبل رزرو و از قشرهای مختلف برای تماشا میآمدند. از جمله نمایشهایی که در آنجا اجرا کردیم میتوان به "پستخانه"، "اشباح"، "افول"، "عروسی باقرخان"،"حکومت زمان خان"، "بختک"،"دشمنان"،"دوزخ"،"سیاوش برباد"،"سیاه زنگی دایره زنگی و مرد فرنگی"، "چند لحظه تا مرگ" و "مترسک شب" اشاره کرد. در تئاتر سنگلج فقط باید نمایشنامههای ایرانی کار میشدمنبع
نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در جمعه 1387/08/24 ساعت موضوع | لینک ثابت
گزارش اختصاصی وبلاگ بازیگران قدیمی از قطعه هنرمندان بهشت زهرا
جای غریبی است ادم دلش می گیرد روی سنگ قبر اسمهایی را می خواند و نامهایی را از چشم می گذراندکه روزگاری فاتح دلها بوده اند . اگر چه امروز در دل خاک نهفته اند. نمی دانم انها که این زیر خوابیده اند راهیان بهشت اند یا جایی دیگر اما برای همه انها به احترام روزهایی که در سینمای ایران اینه تمام نمای باورهای ما روی پرده نقره ای بوده اند دقیقه ای سکوت می کنم و فاتحه ای قرائت.
مزار زنده یاد محمد علی فردین و برادر ایشان عباس فردین
مزار زنده یاد علی زاهدی که همه ما ایشون را در فیلمهای صمد در نقش قوچعلی می شناسیم
مزار هنرمند تئاتر وسینما زنده یاد ملیحه نصیری
مزار زنده یاد فرهاد حمیدی(اشتیانی)
مزار هنرمند بزرگ سینما و تلویزیون زنده یا د منوچهر نوذری
مزار زنده یاد نرسی گرکیا
لطفا بقیه عکسها را در ادامه مطلب ببینید
ترانه فیلم رفاقت
سال ساخت فيلم رفاقت:1356
کارگردان،تدوينگر و تهيه کننده:رضا صفايي - دستيار کارگردان:حسين کامران - فيلمنامه نويس:حبيب الله کسمايي - مدير فيلمبرداري:علي صادقي - دستيار فيلمبردار:مرتضي حمزه - متصدي برق:حسن نوروزي - امور فني:استوديو مهرگان فيلم - موسيقي متن و ميکساژ:روبيک منصوري - اهنگها:حسين واثقي - اشعار:رضا شمسا - خواننده:بهاره-:چاپ:حسين نوري - لابراتوار:ذبيح الله غلامي - عکاس:فتو کسري - تيتراژ:عطري نژاد - مديران تهيه:هوشنگ حمزه اي،محمد سخن سنج - گريم:رضا غياثي.
بازيگران:بهمن مفيد/شهناز تهراني/منوچهر والي زاده/نيک فرجام/سيد علي ميري/خشايار/علي زاهدي/بهرامي/محمد علي بسيم/علي اکبر طوفان پناه/جلال موسوي/کريم قاجار/ژيلا شاهاني.
مدت زمان فيلم:101 دقيقه - محصول:سازمان سينمايي شهر فرنگ - پخش از:سازمان سينمايي پانوراما
دانلود ترانه فیلم رفاقت با صدای بهاره
نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در جمعه 1387/08/17 ساعت موضوع | لینک ثابت
سلام به همه دوستان همانطور که در پست قبلی گفتم من دیداری با استاد ناصر ملک مطیعی داشتم و چون ایشون سرشون شلوغ بود فقط توانستم چند تا عکس ازشون بگیرم که این هفته در وبلاگ قرار می دهم .
عکسهای اختصاصی وبلاگ بازیگران قدیمی از استاد ناصر ملک مطیعی


مصاحبه با مرتضی احمدی در مورد اولین کارهایش
اگر كمي فقط كمي به ذهنتان فشار بياوريد صداي آن «روباه مكار» را به خاطر ميآوريد. صدايي كه با هنرمندي تمام توانست به آن تصوير خاموش، روحي تازه بدمد، آنقدر كه ما در عالم بچگي او را با تمام زرنگي و مكر و حيلهاش باور كنيم و همهمان، به خاطر زبانبازيها و نقشه كشيدنهايش حرص بخوريم. صاحب اين صداي آشناي خاطرات كودكيمان، امروز ميهمان اولينهاي ماست. كسي كه ما با صداي او در كارتونهايمان زندگي ميكرديم و بزرگ ميشديم و كمي قبلتر از آن، بزرگترهاي ما، صدا و چهره او را در فيلمها و تئاترهايش ميديدند و از بازيهايش لذت ميبردند.
و اما بزرگترهاي بزرگترهاي ما (يعني پدربزرگهاي ما) از وجود او و لذت تماشاي توانمندياش بيبهره نبودند. وقتي در تئاترهاي لالهزار، پيشپردهخوانيهايش را ميديدند و تشويقش ميكردند يا بازيهايش را در همان تئاترها نظارهگر بودند يا وقتي ضربيخوانيهايش را (كه به ترانههاي روحوضي نيز معروف است) از برنامههاي تفريحي راديو ميشنيدند. كسي كه توانسته با هنر و توانمندي، 3 نسل را سرگرم كند، هنوز هم فعال است تا نسل چهارم يعني كودكان امروز هم از بركت وجودش بيبهره نباشند؛ تنها بازمانده ضربيخواني آوازي، مرتضي احمدي.
متولد 1303 جنوب تهران (كه هنوز به فرهنگ جنوب تهراني خود افتخار ميكند و براي ازبينرفتن آن فرهنگ بسيار افسوس ميخورد) تحصيلاتش را از دبستان منوچهري در ميدان گمرك شروع و سپس در دبيرستان شرف و روشن به پايان رساند.
هر جا ميرسيد از خانه گرفته تا كوچه و محله و مدرسه براي دوستان و همشاگرديها و اطرافيانش آواز ميخواند.
صداي خوب و علاقه به تئاتر و بازيگري كه از دوران دبستان او را گرفتار خودش كرده بود، همراه با تماشاي يواشكي از تئاترهاي معدود شهر در دوران جواني، بالاخره او را مثل هر جوان ديگري جوياي نام و شهرت و مهمتر از همه «متفاوت بودن» در بين همسن و سالها بود، مصمم كرد برخلاف خواست خانواده مذهبي خود در مسير هنر و مخصوصا «پيشپردهخواني» قدم بگذارد. اجراي اولين «پيشپردهخواني» كه با موفقيت و استقبال تماشاچيها روبهرو شد، اگرچه شانس و فرصت حضور در تئاتر و بعد هم راديو براي او به همراه آورد، اما روي بد سكه را هم به او نشان داد و آن طرد از خانه و خانواده بود. اگر احمدي آن روز بين هنر و دلش از يك طرف و ناز و نعمت و رفاه خانه و آغوش پرمهر پدر و مادر و خانواده از طرف ديگر، دومي را انتخاب كرده بود، نه احمدي امروز بود كه راضي از يك عمر تلاش هنري است و راضي از آنچه دلش خواست و به آن رسيد.
صبر كنيد! شال و كلاه نكنيد، از فردا از خانههايتان بزنيد بيرون. نه! ما چنين توصيهاي به هيچ كس نميكنيم. زماني كه او اين كار را كرد (يعني 70 60 سال پيش) اوضاع با زمان ما بسيار فرق ميكرد و فهم و سليقه و درك كارهاي هنري فرهنگي در جامعه بسيار پايين بود.
اگرچه جوانترها شما را بيشتر بهعنوان يك بازيگر تئاتر و تلويزيون و سينما ميشناسند و حتي يك دوبلور باسابقه اما بزرگترهاي ما و جوانهاي ديروز شما را بيشتر به عنوان يك «پيشپردهخوان» و ضربيخوان پيشكسوت به خاطر ميآورند. براي هر دو گروه بفرماييد اولين بار كي و چگونه به پيشپردهخواني علاقهمند شديد و تصميم گرفتيد «پيشپردهخوان» شويد؟
من بعد از مختصر توضيحي درباره تاريخچه «پيشپردهخواني» به سوال شما پاسخ ميدهم. از سال 1300 به اين طرف خواندن ترانههاي فكاهي قوت گرفت. ترانهها اجرا و به صورت صفحه فروخته ميشد. همه ترانههاي فكاهي را هم استاد جواد بديعزاده ميخواند.
در تهران 2 سالن نمايش به نامهاي «نيكويي» و «سپه» وجود داشت. سالن تئاتر «تهران» در سال 1319 و تئاتر «فرهنگ» سال 1320 افتتاح شد. براي اولين بار سال 1319 در تئاتر سپه ترانه فكاهي اجرا شد و از آن موقع «پيشپردهخواني» شكل گرفت. يك روز يواشكي به تئاتر «سپه» رفتم. نمايش سنتي «مضرات افيون» روي صحنه بود و مرحوم منزوي هم «پيشپرده» آن را ميخواند. خيلي از اين كار خوشم آمد. شنيده بودم در تئاتر تهران هم «پيشپردهخواني» وجود دارد، چند بار هم يواشكي و دور از چشم خانواده به تئاتر تهران رفتم. كمكم به اين كار علاقهمند شدم.
براي «پيشپردهخواني» بايد صداي خوبي داشت و با تئاتر هم آشنا بود. چون اين كار يك جور خواندن آواز همراه با بازي كردن است. من تقريبا هر دو را داشتم و از همه مهمتر اين كه؛ در آن سن 19 18 سالگي دنبال اين بودم كه «خودي» نشان بدهم و خيلي دوست داشتم از همكلاسيها، هممحلهايها و بچههاي فاميل سر باشم. يك جور خودخواهي و برتريجويي! اين بود كه تصميم گرفتم وارد اين كار شوم چون راهي بود براي «متفاوت بودن».
لطفا بقیه مصاحبه را در ادامه مطلب بخوانید
سال ساخت فيلم خداحافظ رفيق:1350
ترانه فیلم خداحافظ رفیق

کارگردان و تيتراژ:امير نادري - دستيار کارگردان:عبدالله غيابي - فيلمنامه نويس:امير نادري/ناصر نويدر - مدير فيلمبرداري و تدوينگر:عليرضا زرين دست - دستيار فيلمبردار:بهرام مولايي - متصدي نور:رضا پاکزاد - سرپرست گويندگان:ايرج ناظريان - امور فني:استوديو ايران فيلم - صدا و افکت:فرامرز رسولي - دستيار:علي لطفعلي - ميکساژ:روبيک منصوري - موسيقي متن:اسفنديار منفرد زاده - ارکستر:گروه بلک کتز - اجرا:محمد اوشال - شعر:شهيار قنبري - خواننده:فرهاد - چاپ و لابراتوار:حسين نوري - دستياران:علي مختاري/صمد بلاژ حق/زماني - قطع نگاتيو:محمود تبريزي - عکاس:نيما - مدير توليد:باربد طاهري - دکور:کيوان کامراني - گريم:يونس سلطاني - تهيه کنندگان:عباس شباويز/باربد طاهري .
بازيگران:سعيد راد/زکريا هاشمي/جلال پيشواييان/وجستا(سوسن سرمدي)ايرن/مير محمد تجدد/خسرو شترنگ/جهاني/علي پروانه/مهري وداديان/فرهاد يزدان/ضياء.
مدت زمان فيلم:101 دقيقه - محصول:اريانا فيلم
نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در پنجشنبه 1387/08/09 ساعت موضوع | لینک ثابت
دوستان عزیز سلام از غیبت یک هفته ای که داشتم از تمامی دوستان معذرت می خواهم راستش را بخواهید در این چند روز من به تهران سفر کرده بودم برای دیدار با استاد ناصر ملک مطیعی و خانم پوی بنایی که اتفاقا توانستم به دیدارشان بروم همچنین بر مزار هنرمندان در بهشت زهرا هم رفتم و عکسهایی هم از مزار بازیگران وسینماگران قدیمی هم تهیه کردم که در پست های بعدی در وبلاگ قرار خواهم داد.
عکسهای اختصاصی وبلاگ بازیگران قدیمی از خانم پوری بنایی

بررسی فیلم حسن کچل
نويسنده و کارگردان: استاد علي حاتمي
مدير فيلمبرداري: نصرت الله کني
موسيقي: بابک بيات، اسفنديار منفردزاده
چهره پردازي: ايرج صفدري
عکاس: امير نادري
ضربي خواني تيتراژ : استاد مرتضي احمدي
شعر: علي حاتمي
آواز: عهديه، کورس سرهنگ زاده، مهتاب، سوسن، افشين
بازيگران: پرويز صياد، کتايون، صادق بهرامي، حسن خياط باشي، حميده خيرآبادي، يدالله شيراندامي، سيروس ابراهيم زاده، حسن رضايي، ثريا بهشتي،منوچهر احمدي،
سال ساخت: ۱۳۴۹
خلاصه داستان:
چل گيس، دختر حاکم، در طلسم ديو گرفتار مي شود و حسن کچل توسط مادرش براي کسب تجربه از خانه رانده مي شود. حسن در باغ مرموز با چل گيس آشنا مي شود و به او دل مي بندد. همزاد حسن به او مي گويد که با فدا کردن جانش قادر خواهد بود طلسم ديو را بشکند. حسن ابتدا آرزو مي کند شاعر بشود. اما وقتي به شاعري برمي خورد که براي کالاهاي تجاري شعر مي گويد از شعر گفتن منصرف مي شود. او سپس آرزو مي کند دوستي داشته باشد تا با او درددل کند. اما دوست يک رنگي پيدا نمي کند و پس از آن تصميم مي گيرد پهلوان شود. اما پهلواني را مي بيند که فقط در فکر شکست دادن رقباي خويش است. چل گيس به حسن مي گويد که براي نجات دادن او بايستي شيشه عمر ديو را بشکند. حسن از سر خلوص و عشق مي پذيرد عمرش را بدهد تا چل گيس آزاد شود. ديو که فداکاري حسن را مي بيند از گرفتن جان او صرف نظر مي کند. همزاد حسن با گفتن بسم الله غيب مي شود و حسن و چل گيس به وصال هم مي رسند.
بررسي فيلم :
حسن کچل يک فيلم کاملا عرفاني است و نشانه هاي بسياري دارد از شروع کار که درويش مثنوي خواني ميکند و علانا هدف داستان را از قول موسيچه ي منطق الطير عطار بيان ميدارد و ميگويد که ميخواهد حرفش را با موسيقي بزند و يا بعبارت ديگر به حسن ميگويد که سخنت را در غالب موسيقي بگو .
حسن کچل در بازار سمبل انسان سرگشته در دنيا و متحير از زرق و برق دنياست . زماني که درويش ميايد و شروع به خواندن ميکند و گويي اسراري را بازگو ميکند تمام دنياي بازيچه از حرکت ميايستد و يا بعبارتي در مقابل کلام او علي رغم وجودشان کم رنگ ميشوند و حسن مفتون او را دنبال ميکند و با کلام پاياني درويش سلوک حسن آغاز ميشود و او مانند تمام انسانها تنها و بي پناه است و به حمامي پناه ميبرد در آنجا همزاد حسن آشکار ميشود که وظيفه ي راهنمايي او را دارد ( در غالب يک جن و … ) حسن از طرفي به صدايي بي همتا شيفته شده و کم کم عشقش ژرفا پيدا ميکند و با راهمناييهاي همزادش مرحله به مرحله کامل ميشود و در هر مرحله حاضر ميشود براي رسيدن به عشق مقداري از عمرش رابدهد تا آخر کار که قبول ميکند که تمام عمرش رابدهد و د ر واقع عاشق پاکباز ميشود و به وصل يار ميرسد و به قول خود نيز پايبند است که نشان از انسان سالم و بدون غرض دارد و …
اين داستان در لفافه يي از عوام پسندي با استفاده از موسيقي جذاب و کنايات فراوان که اشاره به همه ي آنها دراين مجال نميگنجد شکل گرفته و شنايي حاتمي بعنوان نويسنده و کارگردان اثر را از عوالم عرفاني بوضوح آشکار ميسازد بسان مولوي که نکات نغز عرفاني در لفافه يي از داستان بيان ميدارد.
بعبارتي داستان کچل عاشق داستان خود ماست که ظاهر در خور دلدار نداشته و ندارد اما آنچه در نهايت بدادش ميرسد صفاي دل است .
بشنويد اي دوستان اين داستان — خود حقيقت نقد حال ماست آن
- من نبودم دستم بود تقصير آستينم بود
- چرا آستينو نکندي ؟
- آستين ديگه دستم شد
- چرا دستتو نکندي ؟
- دستم ديگه تنم شد.
- چرا تنتو نکندي ؟
- تنم ديگه سرم شد
- چرا سرتو نکندي ؟
- چي سرمو ؟
سر من ، منم ديگه ، سر تو تويي ديگه !!
ترانه فیلم یاقوت سه چشم
سال ساخت فيلم ياقوت سه چشم:1349
دانلود ترانه فیلم یاقوت سه چشم با صدای عهدیه و عارف
نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در جمعه 1387/08/03 ساعت موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
عباس شباویز درگذشت---------جمشید لایق درگذشت
ترانه فیلم عروس بیانکا-بیوگرافی داریوش مهرجویی-پوستر فیلم شب نشینی در جهنم-عکس فرانک میرقهاری
فیلم گناه من چیست_ یادی از ایران دفتری_عکس اکران فیلم ضربت_پوستر فیلم صادق کرده
فیلم احساس داغ-پلاکاردسازی در سینمای ایران- بیوگرافی پوران- پوستر فیلم شب قوزی-عکس محمد متوسلانی
ترانه فیلم شکست ناپذیر _ قصه شهرزاد _ عکسی از فریبا خاتمی
ترانه فیلم سلام بر عشق_سياهی لشگرهاشهدای گمنام سينمای ايران_ پوستر فیلم قسمت
فیلم جوجه فکلی_سالروز تولدزندهياد مميز _ خاچيكيان، پيشگام سينمای جنايي_عکس منوچهر سخایی و گوگوش
با تعطیل شدن تئاتر پارس، لاله زار ازنفس افتاد _ عکسی از زنده یاد سید علی میری
منتقد ادبي نبود، همه حرف سينمايي زدند _ عکسی از مرتضی احمدی و همسرش
بیوگرافی کوتاهی از زنده یاد عزت الله وثوق _ پوستر فیلم نقره داغ
درباره وبلاگ

سلام امیدوارم در این وبلاگ لحظات خوشی را به همراه داشته باشید
فهرست اصلی
دانلود ترانه های ماندگار
ترانه قسم با صدای مهستی
ترانه مردقبیله باصدای عارف
ترانه دوصدایی از فریدون فرخزاد و رامش
ترانه یه روزی پیدات می کنم با صدای گوگوش
ترانه چه حاصل با صدای نسرین
دوستان بازیگران قدیمی
وبلاگ جدید قدیمی ها
من و موسیقی
وبلاگ رسمی هواداران ستار
برنامه گلها
خواندنی ها از مجلات قدیمی
سفارش و فروش فیلم ایرانی قدیمی
عاشقان معین(ایران معین)
پرویز یاحقی
وبلاگ بهروز وثوقی
اسمون کبود
در جستجوی حقیقت
موسیقی در مجلات قدیمی
((داریوش اقبالی سرور و سالار تمام خوانندگان دنیا))
عکس و مطالب خاطره انگیز از ایران قدیم
سلاطین اواز ایران (دانلود موزیک قدیمی)
تاریخ وفرهنگ وتمدن ایران
از ديروز تا هنوز با نوش آفرين
وبلاگ طرفداران استاد ایرج و استاد گلپا
وبلاگ رسمی هواداران نوش افرین
نصف مال فیلم,نصف مال تئاتر
سلطان عشق ابی
پرواز گرافیک
مجلات قدیمی
دانلود ترانه های خاطره انگیز قدیمی
ملودی ایرونی
چيزي شبيه روزنامه
مدیریت برقلب ها!!!
بیرجند شهر فرهنگ
نوای ایرانی
عشق فیلم
بزرگترین پرتال موزیک
همه چیز از قدیم
سینما توگراف
زنگوله ها
گلهای گلپایگان
تنهایی یک مکمل
وبسایت شخصی شهرام قادری
وب سایت میزبان موزیک
کهکشان دانش
کمیابترین عکسهای قدیمی
ناظرحضرت
شمالی داریوش
اونگ خاطره ما
اخشراش
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
ساعت وبلاگ
طراح قالب
لوگوي دوستان