قسمت دوم
شما جزو جوان ها یی بودید که جلوی اوباش ها بایستند یعنی این روحیه در شما بود؟
بله اتفاقا یکی از لاتها که خیلی گردن کلفت بود و همه را اذیت میکرد و از بقال های محل ول می گرفت و بیکاربود اقایی به اسم امیر سیاه بود که یا ازاد بود و مردم ازازاری میکرد یا زندان بود.
من به هفده سالگی رسیده بودم. هنوز در کشتی قهرمان دنیا نشده بودم ولی در کشور مقام می اوردم.تنها فردی در محل بودم که هم سلامت بودم و هم ورزشکار. افراد محل کم کم داشتند امید پیدا میکردندکه من بتوانم جلوی لاتهای محل رابگیرم. من یک روز برخوردی با امیر سیاه یدا کردم. حدود ساعت یک بعداز ظهر بود. من در خانه بودم که امدندگفتند امیر سیاه به لبنیاتی محل رفته و دو تا برادر صاحب ان را می زند . افرادی که به من این خبر را دادند از من خواستند جلوی امیر سیاه را بگیرم. من امدم بیرون دیدم امیر سیاه یراهن نازکی به تن داردو... 
نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در چهارشنبه 1386/12/29 ساعت موضوع | لینک ثابت
دوستان عزیز سلام وسال نو مبارک امیدوارم که سال سال ۱۳۸۷ سال پرباری برایتان باشد مصاحبه ای که امروز در وبلاگ گذاشته ام مصاحبه ای است با زنده یاد محمد علی فردین که در سال ۱۳۷۵ توسط اقای فریدون جیرانی تهیه شده است که در مهرماه ۱۳۷۵ در مجله فیلم و سینما منتشر شده است ومن الان این مصا حبه را برای شما اماده کرده ام که در چند قسمت تقدیم حضور شما دوستان خواهد شد امیدوارم از این مطلب خوشتان بیاید این شما واین مصاحبه ای با زنده یاد فردین.

به عنوان اولین سئوال بر می گردیم به گذشته چه سالی و در کجا متولد شدید؟
من در سال ۱۳۰۹ درمحلی بین شهباز سابق و خیابان ری به اسم ادیب الممالک کوچه صحت متولد شدم ان زمان خیابان شهبازی وجود نداشت ان طرف کوچه صحت یک قهوه خانه می نشستند چای می خوردند قلیان می کشیدند و گبی می زذند ان زمان سر تا سر شهباز خندق بود محله ما طوری بود که به خاطر ان خندق و تاریکی هوا و نبودن امنیت کسی در خیابان ها دیده نمی شد و همه در خانه های شان می ماندند
بدر شما چه کاره بود؟
بدر من در اداره تسلیحات که دران زمان قور خانه می گفتند کار می کرد به اصطلاح مدیر قسمتی بود که حدود ۵۰ کارگر زیر دستش بود خودش مغازه ایدر خیا بان ری سابق داشت که در این مغازه کارهای فنی انجام می داد در ضمن هنربیشه تئاتر هم بود که با اقای ظهوری و تعداد دیگری نمایش بازی می کرد یکی دوبیس از بازی های بدرم را دیدم که یادم هست
شما بسر بزرگ خانه بودید؟
بله
و بعد از شما ؟
بعد از من دو تا برادر دیگر به نام های عباس و ایرج و یک خواهرهستند
کدام مدرسه می رفتید؟
من دبستان ترقی می رفتم که در انتهای خیابان ادیب الممالک اوایل خیابان رختشوی خانه قرار داشت دوره دبستان را انجا بودم دوره دبیرستان هم مرا به دبیرستان راستی فرستادند
دبیرستان راستی کجا بود؟
دبیرستان راستی تازه تاسیس شده بود انتهای شهباز قسمت هایی بود که تازه جالیزها را قطعه بندی کرده بودند ساختمان کرده بودند و دبیرستانی هم انجا تاسیس شده بود فاصله این دبیرستان تا منزل ما چیزی حدود چهار برابر فاصله دبستان ترقی تا منزت ما بود
در مدرسه به بازیگری بیشتر علاقه داشتید یا ورزش؟
هر دو البته ورزش بیشتر
دوران مدرسه زیاد سینما می رفتید؟
نه زیاد نمی رفتم چون فاصله سینما تا منزل ما خیلی زیاد بود ان زمان ما اگر می خواستیم سینما برویم بیشتر به سینما تمدن می رفتیم
که نزدیکترین سینما به منزل شما بود؟
بله
پس علاقه به بازیگری از تئاتر شروع شده؟
بله از تئاتر گرفته شد ان زمان به سینما فکر نمی کردم به تئاتر فکر می کردم
زمان مدرسه در پیسی بازی کردید؟
بله
چه پیسی بود و چه نقشی در این بیس داشتید؟
دقیق یادم نیست ولی یادم است که با بجه ها بیسی ترتیب داده بودیم که یکی از بچه ها هنگام بازی مقابل من با من دعوایش شدکه همدیگر را روی سن جلوی تماشاچیان زدیم که نمایش به هم خورد و بدر و مادر ها بالای سن امدند و ما را از هم جدا کردند
سر چی با هم دعوا کردید یادتان هست؟
یادم نیست شاید دیالوگ هایی که رد و بدل می شد رفیق ما را ناراحت کرده بود درست خاطرم نیست
این نمایش را خودتان کارگردانی کرده بودید؟
نه خیر کس دیگری کارگردانی کرده بود
شما بعد از این این بیس باز هم بازی کردید؟
نه خیر ادامه نیافت به خاطر همین دعوا بدر و مادرها اجازه کار به ما ندادند
با توجه به این که ان سال ها به تئاتر علاقه داشتید به تماشا خانه می رفتید؟
بله می رفتیم
از ان تماشاخانه ها چی یادتان هست؟
بیشتر بیس هایی می دیدم که بدر و مادرم در ان بازی می کردیادم است یکی از بیس ها بر اساس اثری از ایرج میرزا نوشته شده بودخرابه های تخت جمشید اسم بیس بود فکر می کردم نه یا ده ساله بودم که این بیس را دیدم بیس این طوری شروع می شد که برده که عقب می رفت تعدادی قبر می دیدیم فون صحنه هم تخت جمشید بود قبری که جلوی سن و در معرض دید تماشاچی بود شکافته می شد و یک نفر باکفن بیرون می امد و نگاه می کرد و می گفت این خرابه ی ایران نیست بس ایران کجاست؟ بیس جنبه های سیاسی داشت هنوز جند دقیقه ای از اجرا نگذشته بود که ازداخل سالن به روی سن تیر اندازی شد و شلوغ شد و تماشاخانه به هم ریخت
بدر شما در همان صحنه بازی می کرد؟
بله بعد از شلوغی یک نفر هم زیر با ها کشته شد خاطرم هست که مادرم خدا بیامرزم بعد از این واقعه دیگر نگذاشت بدرم به تئاتر برود و بازی کند
این واقعه قبل از شهریور بیست اتفاق افتاد یا بعد از ان؟
فکر می کنم قبل از شهریور بیست بود
بعد ها کنجکاو نشدید بفهمید چرا این تیر اندازی صورت گرفته است؟
فکر می کنم جنبه های سیاسی داشت چون روزهای بعد از این حادثه هم من شنیدم یکی دو نفر دیگر را جلو ی خانه های شان کشتند
این یکی دو نفر دیگر هم به ان بیس مربوط بودند؟
بله از دست اندرکاران بیس بودند
از شهریور بیست خاطره ای دارید؟
یک چیز هایی یادم است تهیه ی نان خیلی مشکل شده بود نان ها اکثرا رنگ و رخ قشنگی داشتند اما قابل خوردن نبودند در محله ی ما می گفتند ارد نخود است سر محله چهار بنج جای مختلف غذا می فروختند غذاهایی هم که فروخته می شد بیشتر دم بختک بود مردم سخت از نظر تهیه غذا در مضیقه بودند
شما که از نظر خانواده مشکل مادی نداشتید؟
نه خیر من یادم است که ما تنها خانواده ای بودیم که تعداد زیادی ارد و نان های دو بار تنوری داشتیم که مادر و بدر این ها را در انبار گذاشته بودند در تمام طول مدتی که همسایه های ما گرفتار بودند مرتب می امدند از ما ارد می گرفتند و به دکان نانوایی محل می دادند تا نان درست کند چون نان هایی که خود دکان نانوایی می بخت کسی نمی توانست بخورد
بدر دست و دلباز بود و اهل بذل و بخشش ؟
خیلی زیاد مادرم در محل خیلی معروف بود مادرم وقتی فوت شد همه اهالی محل در مراسم دفنش شرکت کرده بودند
محله ای که در ابتدای صحبت تشریح کردیدمحله ای بود که تمام مدت دوران تحصیل در انجا زندگی می کردید؟
بله
ان محل در طول دوران تحصیل شما چه تغییراتی کرد؟
زیاد تغییر نکرد فقط خندق انتهای کوچه صحت که به خیابان شهباز سابق می رسید را بر کردند خیابان شهباز تا زمانی که ما انجا بودیم هیچ تغییری نکرد همان حالت خودش را داشتاما الان خیلی عوض شده است
دوستان نزدیک شما از همان محله بودند یا از محله ای دیگر؟
انجا ادم های محل ساعت هفت که هوا تاریک می شد برای این که اسیبی نبینند به خانه ها یشان می رفتند چون اصلا امنیت نبود
به خاطر اوباش های محل ؟
اوباش و لات های محل به محض این که مردم محل به خانه هایشان می رفتند از خانه هایشان بیرون می امدند و به ان قهوه خانه خرابات می رفتند تا نیمه های شب ان جا بودند و بساط تریاک وچای و غذا داشتند ولی فقط کسانی انجا بودند که جرات داشتند
پایان قسمت اول
نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در سه شنبه 1386/12/28 ساعت موضوع | لینک ثابت
زنده یاد منوچهر نوذری
پرویز صیاد در فیلم اسرار گنج دره جنی

نسرین - منوچهر وثوق - بتی
نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در چهارشنبه 1386/12/15 ساعت موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
ترانه فیلم عروس بیانکا-بیوگرافی داریوش مهرجویی-پوستر فیلم شب نشینی در جهنم-عکس فرانک میرقهاری
فیلم گناه من چیست_ یادی از ایران دفتری_عکس اکران فیلم ضربت_پوستر فیلم صادق کرده
فیلم احساس داغ-پلاکاردسازی در سینمای ایران- بیوگرافی پوران- پوستر فیلم شب قوزی-عکس محمد متوسلانی
ترانه فیلم شکست ناپذیر _ قصه شهرزاد _ عکسی از فریبا خاتمی
ترانه فیلم سلام بر عشق_سياهی لشگرهاشهدای گمنام سينمای ايران_ پوستر فیلم قسمت
فیلم جوجه فکلی_سالروز تولدزندهياد مميز _ خاچيكيان، پيشگام سينمای جنايي_عکس منوچهر سخایی و گوگوش
با تعطیل شدن تئاتر پارس، لاله زار ازنفس افتاد _ عکسی از زنده یاد سید علی میری
منتقد ادبي نبود، همه حرف سينمايي زدند _ عکسی از مرتضی احمدی و همسرش
بیوگرافی کوتاهی از زنده یاد عزت الله وثوق _ پوستر فیلم نقره داغ
"صمد آقا" پول ساخت گوزنها به همراه طبيعت بی جان آمد _ عکسی از فرزان دلجو و ایلین ویگن
درباره وبلاگ

سلام امیدوارم در این وبلاگ لحظات خوشی را به همراه داشته باشید
فهرست اصلی
دانلود ترانه های ماندگار
ترانه قسم با صدای مهستی
ترانه مردقبیله باصدای عارف
ترانه دوصدایی از فریدون فرخزاد و رامش
ترانه یه روزی پیدات می کنم با صدای گوگوش
ترانه چه حاصل با صدای نسرین
دوستان بازیگران قدیمی
وبلاگ جدید قدیمی ها
من و موسیقی
وبلاگ رسمی هواداران ستار
برنامه گلها
خواندنی ها از مجلات قدیمی
سفارش و فروش فیلم ایرانی قدیمی
عاشقان معین(ایران معین)
پرویز یاحقی
وبلاگ بهروز وثوقی
اسمون کبود
در جستجوی حقیقت
موسیقی در مجلات قدیمی
((داریوش اقبالی سرور و سالار تمام خوانندگان دنیا))
عکس و مطالب خاطره انگیز از ایران قدیم
سلاطین اواز ایران (دانلود موزیک قدیمی)
تاریخ وفرهنگ وتمدن ایران
از ديروز تا هنوز با نوش آفرين
وبلاگ طرفداران استاد ایرج و استاد گلپا
وبلاگ رسمی هواداران نوش افرین
نصف مال فیلم,نصف مال تئاتر
سلطان عشق ابی
پرواز گرافیک
مجلات قدیمی
دانلود ترانه های خاطره انگیز قدیمی
ملودی ایرونی
چيزي شبيه روزنامه
مدیریت برقلب ها!!!
بیرجند شهر فرهنگ
نوای ایرانی
عشق فیلم
بزرگترین پرتال موزیک
همه چیز از قدیم
سینما توگراف
زنگوله ها
گلهای گلپایگان
تنهایی یک مکمل
وبسایت شخصی شهرام قادری
وب سایت میزبان موزیک
کهکشان دانش
کمیابترین عکسهای قدیمی
ناظرحضرت
شمالی داریوش
اونگ خاطره ما
اخشراش
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
ساعت وبلاگ
طراح قالب
لوگوي دوستان