تبليغاتX
 .::بازیگران قدیمی::. زندگی يعنی چکيدن همچو شمع از گرمی عشق ، زندگی يعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق ، زندگی يعنی دويدن بی امان در وادی عشق ، رفتن و آخر رسيدن بر در آبادی عشق ، ميتوان هر لحظه هر جا عاشق و دلداه بودن ، پر غرور چون آبشاران بودن امّـا ساده بودن ، ميتوان اندوه شب را از نگاه صبح فهميد ، يا به وقت ريزش اشک شادی بگذشته را ديد ، ميتوان در گريه ابر با خيال غنچه خوش بود ، زايش آينده رادر هر خزانی ديد و آسود

ويژه نامه مشروطه/گزارشي از سينما و مشروطه

فقر سينماي ايران عامل اصلي نپرداختن به مشروطه است

 خبرگزاري فارس: سينماي ايران به دلايل مشكلات اقتصادي، عدم حمايت، نبود نيروي مستعد و علاقمند،  عدم توانايي در جذب مخاطب و نداشتن بضاعت تكنيكي و فني هنوز قادربه ساخت فيلمهاي سينمايي ماندگار و اثرگذار در زمينه مشروطه نيست.

  

سينماي  ايران در سال 1283 هجري شمسي توسط ميرزا ابراهيم خان صحافباشي و به فاصله يك سال قبل از جرقه مشروطيت در ايران شكل گرفت. سينما كه پيش از اين در محافل درباري و روشنفكري حضور داشت پس از طي چهار سال قدم به بيرون گذاشت. ورود سينما و نمايش عمومي آن براي مردم كوچه و برزن، نقطه مشترك سينما و مشروطيت، به عنوان دو رهاورد مدرنيسم بود كه مردم را به عنوان عناصري هوشمند و كار آمد در نظر مي‌گرفت.اين نكته مشترك كه يكي در بازوي مردمي جنبش  مشروطيت و ديگري به عنوان ابزاري براي سرگرمي مردمي كه همچون درباريان اجازه استفاده از سينما را دارند  ادامه نيافت و در مواردي به جدايي و تضاد رسيد. سينما برخلاف ادبيات، مطبوعات و تجارت كه در شكل‌گيري انديشه مشروطيت كمك كردند عنصري تاثيرگذار نبود و در اين راه واكنشي از سينما ديده نشد. سينما در اين برهه با مخالفت‌ها و سوء تفاهماتي روبرو بود وانرژي‌اش را بر سر تلاش بر حضور و تاييد خود مي‌گذاشت و تا رسيدن به عنصري موثر راهي طولاني داشت. در اين راه بانيان حضور و گسترش سينما در ايران ميرزا ابراهيم خان صحافباشي به عنوان يكي از مشروطه طلبان فعال و روسي خان يكي از طرفداران دربار و مخالف شكل‌گيري مشروطه نقش تاثير گذار و نشانگر تحولات موثري در سينما نيستند و اين نشان مي‌دهد كه تحولات انقلاب مشروطه در ارتباط با سينما يك نسبت ابزار گرايانه برقرار ساخته بود. سينما پيش از آنكه با ماهيت خود تعريف شود در نسبت با ايدئولوژي حاكم تبيين مي‌شد و حد و مرز آن را نيز شرايط حاكميت تعيين مي‌كرد. اين رويه در گذر زمان نيز تداوم يافت و تصوير واضح آن را مي‌توان در بازتاب تحولات مشروطه در سينما ديد.

سينما كه در ابتدا هرگز از يك روند روشنفكري ناب و برخاسته از متن زندگي ايراني بر نمي‌خيزد تمامي وظيفه فرهنگسازي و آرمانخواهي را به دوش مشروطيت مي‌گذارد و فرصتي نيافت كه انديشه نوين مشروطه در فرم و محتواي آن شكل گيرد. پس از گذشت دوران پرشور مشروطيت، سينما همچنان درگير تكميل مراحل رشد خود بود واين داستان تا پيدايش موج نوي سينماي ايران ادامه داشت. اين سينما كه تحت تاثير نئورئاليسم ايتاليا و نگاه آوانگارد سينماي فرانسه بود نيز چندان وقعي به تئوري‌هاي مشروطه نمي‌گذاشت و در پي كسب مهارت‌هاي سينمايي بود. در بررسي تاثير و جاي پاي مشروطيت در سينما، هر چه به حال نزديكتر مي‌شويم تغييري در روند اين حركت كند شاهد نيستيم. سينما و تلويزيون ما در سالهاي نه چندان دور تنها در فيلمهايي چون: ميرزاكوچك خان (امير قويدل)، سلطان صاحب قران، كمال الملك، ستارخان(علي حاتمي)، شيرخفته(دكتر كوشان)، مستند فانوس خيال (بهرام ري پور)، مستند سينماي ايران از مشروطيت تا سپنتا(محمد رضا تهامي نژاد)، گراند سينما(حسن هدايت)، سريال ميرزاكوچك خان(بهروز افخمي) و چند فيلم دانشجويي به تاريخ موثر و برجسته مشروطه پرداخته است و اين خود نمايشگر عدم توجه به اين برهه تاريخي در سينما است. در اين گزارش با تني چند از سينماگران پيرامون دلايل بازتاب ناقص و اندك دوران مشروطه در سينما صحبت شد كه دلايل مختلفي به ميان آمد.

 

"فقر سينماي ايران عامل اصلي است"

 

"سيد ضياءالدين دري" يكي از كارگردانان سينماي ايران كه مجموعه تلويزيوني "كيف انگليسي" را ساخته است يكي از دلايل عدم بازتاب جنبش مشروطيت در سينما را فقر مالي مي‌داند و مي‌گويد: موضوع مشروطه به عنوان يك حركت سياسي - اجتماعي  در تاريخ معاصر ايران اتفاق افتاده بسيار مهم  است. به هر حال جنبشي است كه در مقابل يك نظام خيلي كهن ايستادگي مي‌كند و اصل مهمي در تاريخ ايران است. حتي در منطقه حركت پيشتازانه‌اي است. زيرا جلوتر از انقلاب روسيه اتفاق افتاده است. از اين منظر طبيعي است كه مي‌شود به عنوان  بستر خوبي در سينما مورد استفاده قرار بگيرد. يكي از دلايلي كه اين عمل انجام نشده است  در درجه اول فقر مالي است.

وي ادامه داد: توليد اين فيلم‌ها به دليل لوازمي كه نياز دارد گران تمام مي‌شود. بنابراين  سينماي ايران هيچ وقت نمي‌تواند چنين هزينه اي را بپردازد و توانش را نداشته كه در بخش خصوصي به دنبالش برود. اگرچه قبل از انقلاب نوع تجاري‌اش را ساختند، ولي آنها هم به دليل اينكه به دنبال بازگشت سرمايه‌يشان ‌بودند وجوه ايده‌ئال مشروطه را نشان ندادند. در اين سينما وقايع مهم در حاشيه قرار مي‌گرفت واز وجوه تجاري به آن نگاه مي‌شده و تصاوير مبالغه‌آميز و ضعيفي از مشروطه ارائه مي‌شده است. بنابراين چنين چيزي به دليل فقر مالي است.

 

 "حيدري"نيز به تاثير اقتصاد بيمار ايران بر سينما تاكيد كرد و گفت: به جز عده‌ قليلي، بواسطه هزينه‌هاي هنگفتي كه فيلم تاريخي مي‌برد، تهيه‌كنندگان بويژه قبل از انقلاب ترغيبي براي ساخت آثار تاريخي نداشتند. دكتر كوشان هم به اين دليل "شير خفته" را مي‌سازد كه ازاستوديوي بزرگي كه براي ساخت "امير ارسلان"داشته، بيشتر استفاده كند. به همين دليل بدون مستندات تاريخي و با همان دكورها و لباس‌ها فيلمي مي‌سازد كه مشروطه خودش را تصوير مي‌كند.

"امير قويدل"نيز گفت: مرحوم حاتمي "ستارخان" را ساخت ولي  با سختي و زمان بيشتري كار كرد. زيرا  تهيه كننده در هر حال مي‌خواهد زود به سرمايه‌اش برسد و كار بعدي‌اش را بسازد. كارهاي تاريخي كه ساخته شد نشان ازبازدهي دير آن  در سينما است.

اين سينما نياز به زمان و شناخت دارد و در زمان اندك بازدهي لازم را به لحاظ كيفي ندارد.

وي افزود: اغلب كارگردانهاي ما آنقدر با درايت هستند كه بتوانند كار كنند. فقط از نظر اقتصادي نيازمند حمايت، كمك مالي و تسهيلات هستند. 

 

"سينماي ايران بازتاب دهنده وقايع تاريخي مشروطه نيست"

 

"محمدرضا تهامي نژاد"پژوهشگر و مستندساز كه با مستند "سينماي مستند از مشروطه تا سپنتا"تصويري از تاريخ مشروطه ارائه كرده است، مي‌گويد: دوران مشروطه را در  تقسيم‌بندي ابتدايي  ميتوان به سه دوره تقسيم كرد. يكي دوره مظفر‌الدين شاه تا انقلاب مشروطه و امضاي فرمان مشروطه در سال 1285، يكي دوره استبداد صغير و دوره محمد علي شاه است و دوران پيروزي انقلاب مشروطه است و يكي دوران حكومت مشروطه كه آن را تا پيروزي انقلاب اسلامي است كه با اين حساب ما 72 سال دوران مشروطه داريم.

وي ادامه داد: رضا شاه و محمدرضا شاه حكومت خود  را ادامه مشروطه مي‌دانستند وآن را مشروطه قلمداد كردند.  هر فيلمي كه بعد از انقلاب مشروطه تا 1357 داريم، مربوط به دوران مشروطه هستند. همچنان كه تمام فيلم‌هايي كه در عرض اين 28 سال ساخته شده مربوط به انقلاب اسلامي است. يعني دوران دهه 30 - 40 و جريان‌هاي مختلفي كه در سينماي ايران بوجود آمده، اعم از سينمايي بيضايي، كيارستمي و علي حاتمي همگي سينماي دوران مشروطه هستند. ولي بازتاب دهنده انقلاب مشروطيت نيستند. آنها بازتاب دهنده شرايطي هستند كه به دنبال انقلاب مشروطيت در ايران رخداده است.

وي ابراز داشت: مثلا فيلم‌هايي كه در اين دوران مي‌توانسته ساخته شود،  فيلم‌هايي است كه وقايع تاريخي انقلاب مشروطه را  نشان بدهد.فيلم‌هايي كه مربوط به آن دوره انقلابي هستند كه قهرمانانش پيش برندگان انقلاب بود.

 

"ما قوم از خود گريزان"

 

"مهدي سجاده‌چي"فيلمنامه نويس و يكي از صاحب نظران عرصه سينماي ايران در اين باره ميگويد:درجه اول شگفتي خودم را ابراز مي‌كنم كه چطور هنرمندان يك كشور به عنوان بخش حساس و پويا نسبت به تاريخ خودشان تا اين حد بي‌تفاوت باشند كه با موضوعي تا اين حد با اهميت را سهل‌انگارانه برخورد كنند و در وهله بعدي اين شگفتي را از مسئولين سينمايي و تلويزيوني دارم كه آنها هم نسبت به چنين موضوع با اهميتي در تاريخ معاصر تا اين حد بي‌علاقه بودند. اين موضوع باعث شگفتي است و نشان مي‌دهد كه  ما تا چه حد از خود و  تاريخ خودمان گريزان هستيم.

 

"كارگردانان علاقه‌اي به ساخت فيلم تاريخي ندارند"

 

"امير قويدل" كه فيلم سينمايي "ميرزا كوچك خان"را در سال 1363 ‌ساخته، به بضاعت اندك سينماي ايران اشاره مي‌كند و مي‌گويد:

كار تاريخي كردن مشكلات عديده‌اي دارد. با توجه به اينكه اين عرصه بايد داراي جذابيت‌هايي باشد كه بيننده را جذب كند. اما تاريخ سينما ثابت كرده كه فيلم‌هاي تاريخي يا به دليل بضاعت كم يا فيلمنامه ضعيف و عدم همكاري دولت بازدهي كامل نداشته است. تهيه‌كنندگان نيز به اين دليل علاقه‌يشان را به ساخت فيلم‌هاي تاريخي از دست دادند.

"فيلمساز تاريخي تنهاست"

"امير قويدل"گفت: كارهاي تاريخي با بي‌مهري همكاريها روبرو بوده و باعث بي‌علاقگي نسبت به ساخت اين آثارشده است.

براي سينماي تاريخي  كه زحمت زياد و مخارج فراوان دارد خيلي از وسايل و ابزار در دسترس نيست و نياز به همكاري دولت در حد اعلا وجود دارد. اين همكاريها روز به روز است در زمان خودشان كمرنگ ترمي‌شود و كسي هم مسئوليت نمي‌پذيرد. به نوعي كه احساس مي‌شود فيلمساز تنهاست. مثلا  ميرزاكوچك‌خان با مشكلات زيادي روبرو بود و گرفتاري‌هاي خاص خودش را داشت و باعث شد كه ما را متاثر و متاسف بكند از اينكه چرا بايد با چنگ و دندان فيلمي از تاريخ سينما بسازيم.

"سينماي مشروطه را تجربه نكرده‌ايم"

"قويدل"به عدم تجربه در ساخت فيلم‌هايي كه به مشروطه مي‌پردازد اشاره كرد و گفت:ما عادت كرديم تجربه ديگران را تجربه ‌كنيم. يك كسي بايد كاري را شروع كند ومبتكر وآغازگر حركت اول را باشد. بخصوص كه سينماي تاريخي مشروطه  سنگين و دشوار است و كمتر كسي زير بار اين مسئوليت مي‌رود.

 

"ساخت فيلم‌ تاريخي مسئوليت سنگيني دارد"

 

"مهدي سجاده‌چي" مي‌گويد: پرداختن به موضوع جنبش مشروطيت بسيار سخت و به تحقيقات بسيار نياز دارد. شايد يك نويسنده به تنهايي قادر نباشد كه اين مسئوليت سنگين را تقبل كند، بنابراين در سالهاي اخير چنين كاري اتفاق نيفتاده است.اين امر قاعدتا بايد در پروژه ملي تعريف شود. در كشورهايي مثل كشور ما اراده‌هاي بزرگ براي انجام كارهاي بزرگ فقط در قالب اهداف ملي و پروژه‌هاي قابل تعريف است و اراده‌هاي فردي كمتر را شاهديم.

وي اضافه كرد:اگر جنبش مشروطيت در تعريف  يك پروژه ملي تعريف شود، در آن صورت ما احتمالا فيلمنامه و سريال‌هايي در اين زمينه خواهيم داشت. مسئولين ما بايد اين پروژه‌ها را شروع كنند وحداقل هزينه‌ مادي و معنوي آن را تامين كنند وگرنه بعيد مي‌دانم كه در شاكله سينماي ما اراده‌اي براي  انجام چنين كار عظيمي وجود داشته باشد.

 

"عدم توجه دستگاه‌هاي دولتي"

 

"دري"به عدم توجه دستگاه‌هاي دولتي قبل از انقلاب به مشروطيت اشاره كرد و گفت: يكي از دلايل اصلي اين مسئله عدم توجه دستگاههاي دولتي در قبل از انقلاب به اين موضوع بوده است . كما اينكه به هر حال روح مشروطه و باز كردن مفاهيم مشروطه براي رژيم خود كامه شاه جذاب نبود و از آن به عنوان ويتريني سياسي استفاده مي‌كرد. چرا كه خود همه آن مسائل را نقض كرده بود.

محمد رضا ديكتاتوري بود كه اعتقاد داشت نيازي به مشروطه ندارد وخودش مي‌تواند تمام نيازهاي مشروطه را در حكومت لحاظ  كند. بعد از انقلاب اسلامي نيز مشروطه، بسته‌بندي شده  و تاريخ مصرف‌‌اش گذشته است. به خاطر اينكه زمانيكه انقلاب كرديم و انقلاب ما انقلاب اسلامي مي‌شود، بنابر اين مشروطه هر چقدر كه جذابيت داشته باشد يك بسته‌بندي براي دوران قبل از انقلاب اسلامي ما ست. ما اگر امروز بخواهيم در مورد مشروطه  يا قانون اساسي آن حرف بزنيم ديگر ضرورتي ندارد.

اما از حد انقضاء ساقط است. پس طبيعي است كه بعد از انقلاب برخورد با موضوع مشروطه يك برخورد خيلي سيستماتيك نمي‌تواند باشد.

وي گفت: هرچند  شايد برخي از مطالبات مردمي و آزادي‌خواهانه در جنبش مشروطه و نيز در انقلاب اسلامي يكسان بوده‌اند، ولي نظر به آنكه ساختار نظام جمهوري اسلامي تناسبي با ساختار مشروطه ندارد، بنابراين تجليل از مشروطه در تمام وجوه از جمله سينما تنها تلاش براي قدرداني از مبارزات آزاديخواهانه پدران ما است.

 "حيدري"نيز به سينماي تاريخي اشاره كرد و گفت:در سينماي ايران فيلمي به معناي واقع تاريخي نداريم.فيلمي كه خيلي دقيق به يك واقعه و اتفاق تاريخي پرداخته باشد و كمتر تخيلي باشد. كاري هم كه مرحوم حاتمي  در ستارخان مي‌كند في‌الواقع بهم ‌ريختن ماجراهاي مشروطه است و به جز پاره‌اي از ماجراهاي مستند، بيشتر روايت كارگردان از يك ماجرا است.حاتمي نيز به علت تعلق خاطر اينچنيني‌اش  به اين برهه از تاريخ پرداخته است.

وي به تقويت فيلمنامه نويسان در اين راه اشاره كرد و گفت: شايد يكي از دلايل اين باشد كه به هر حال نوشتن فيلمنامه فيلم تاريخي كه ارجاع تاريخي و مستند داشته باشد فيلمنامه‌نويس‌هايي را مي‌خواهد كه تاريخ اين مملكت را بدانند و ما كمتر اين فيلمنامه‌نويسان را سراغ داريم. كارگردانهايي كه فيلم‌نامه‌نويساني را به خدمت بگيرند كه از ماجراهاي تاريخي اطلاع كامل داشته باشند و آنها را شكل نمايشي بدهند.

تهامي نژاد مي‌گويد:هميشه ما تاريخ را وسيله‌اي براي دعواي امروزمان قرار مي‌دهيم. به همين خاطر تاريخ مسئله كشمكش امروز شده است. ما نمي‌آييم تاريخ را از درون خودش بررسي مي‌كنيم به همين خاطر در زمان رژيم گذشته هم چيزي درباره مشروطيت ساخته نشد . مشكل ديگر اينجاست كه اگر ما مي‌خواستيم درباره مشروطيت فيلم بسازيم اينگونه بررسي مي‌شود كه ما مي‌خواهيم اين انقلاب را در برابر انقلاب ديگر قرار بدهيم. به اين خاطر در برابر اين فيلم موضعگيري مي‌شود.

وي به نمونه‌هايي در اين باره اشاره كرد و گفت: حتي فيلمي كه ناصر تقوايي كه مي‌خواست درباره ميرزاكوچك‌خان بسازد كه از انقلابيون مشروطه بود و آرمانهاي مشروطه را به نحوي ادامه بدهد، به شكل‌ديگري ارائه شد. يا مسعود جعفري جوزاني مي‌خواست فيلمي درباره باسكرويل بسازد كه معلم مدرسه تبريز بود و در جريان انقلاب صغير كشته كه آن هم نتيجه نرسيد. ما حتي در مورد كوروش و داريوش هم فيلم نساختيم يا قبل از اسلام فيلم نساختيم. ولي اگر بسازيم اين تصور هست كه ما مي‌خواهيم فيلم را در برابر مفهوم ديگري قرار بدهيم. اين در تمام طول تاريخ ما بوده است.

اين گزارش حاكي است كه سينماي ايران به دلايل اقتصادي، عدم حمايت، نبود نيروي مستعد و علاقمند، رويكردهاي سياسي، عدم توانايي در جذب مخاطب و نداشتن بضاعت تكنيكي و فني تاكنون قادربه ساخت فيلمي همه جانبه، غير شخصي، تاثير گذار و ماندگار در زمينه نهضت مشروطيت  نيست.  منبع:خبرگزاری فارس


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در سه شنبه 1386/08/22 ساعت موضوع | لینک ثابت


بعد از دو ماه مبارزه و جنجال - فردین بلاخره رقصید و آواز خواند

چاپ شده در مجله ستاره سینما / شماره 53 - مرداد 1353 - ستاره سینما نخستین نشریه ای بود که در ماه گذشته بطور محرمانه و خیلی خصوصی از اختلاف مابین فردین و ژورک بازیگر اول و کارگردان فیلم جوانمرد پرده برداشت و حتی دنباله این اختلاف را تا مراجعه ژورک به داد گستری برای طرح شکایتی از فردین مورد تعقیب قرار داد. موضوع اختلاف در مورد تهیه یک صحنه از فیلم جوانمرد بود که فردین در طی این صحنه که در سلول زندان می گذرد می بایست طبق پیش بینی های سناریو به روش خاص خود آواز بخواند و در حین خواندن هم برقصد اما هنگامی که فیلمبرداری وقتی نوار ایرج را به صحنه آورده و سایر وسایل کار چیده می شود و نحوه اجرای بازی از طرف ژورک کارگردان فیلم برای فردین تشریح می گردد یکباره فردین از پیشنهاد کارگردان جا می خورد و با عصبانیت از بازی در این صحنه سرباز می زند و به ژورک می گوید: من که قبلا در مطبوعات بطور رسمی اعلام کرده بودم که دیگر در فیلم ها نمی رقصم و نمیخوانم.

ژورک در جوابش می گوید: اما با من قردادی داری و باید فیلم را طبق سناریو بازی بکنی چون وجود این صحنه برای پیشبرد داستان فیلم ضروری است و من نمی توانم این صحنه را حذف نمایم.

با این بگو مگو عملا کار در استودیو متوقف می شود و تمام کارکنان فنی و سایر بازیکنان دست از کار می کشند و به دور فردین و ژورک جمع می شوند و هر کس سعی می کند با پا در میانی بنحوی قضیه را فیصله بدهد ولی این اختلاف بظاهر خیلی کوچک خیلی جدی تر از آن بود که فکر می شد، چون دو طرف دعوا در تصمیم خود مصر بودند و حاضر به کمترین گذشتی نمی شدند.

ابتدا ژورک فکر نمی کرد که مخالفت فردین با بازی در این صحنه ادامه داشته باشد، روی این نظر سعی می کرد در همان جلسه بنحوی رضایتش را جلب نماید و حتی گذشته ها را بیاد او آورد که چطور توانسته بود با آواز خواندن و رقصیدن برای خود یک مارک تجاری بسیار موفقیت بدست آورد.

ژورک معتقد بود که هنوز تماشاچیان ما همان فردین قهرمان عیار و بذله گو و بی غم و سرخوش را دوست دارند. بخصوص رلی که او در فیلم جوانمرد دارد کم و بیش یادآور همان تیپ محبوب هم هست. بنابراین برای کامل نمودنش وجود این صحنه ضروری است. اما فردین به هیچ وجه زیر بار نمی رفت و عقیده داشت که آن دوره تمام شده و من با اینکه می دانم مردم آن کاراکتر آشنای مرا دوست دارند اما من دیگر نمی خواهم آزموده هایم را دوباره تجربه نمایم. سرانجام این جر و بحث که گاه بصورت دوستانه بود و گاه به عصبانیت کشیده می شد بجائی نرسید و فردین بحالت قهر استودیو را ترک می کند و عملا کار ادامه تهیه فیلم مزبور متوقف می شود و ژورک بخاطر جلوگیری از هر گونه لطمه ای سعی می کند خبر مزبور بجایی درز نکند و فکر می کرد بلاخره فردین را راضی خواهد نمود.

به همین هنگام ما بطور خیلی خصوصی از ماجرای مزبور مطلع شدیم و وقتی جریان را با ژورک و فردین در میان گذاشتیم آنها ناچار به افشای آن شدند و ما در طی دو شماره حرف ها و دلایل هر دو طرف را منعکس نمودیم.

آخرین خبری که در ماه قبل داشتیم این بود که ژورک برای اینکه فردین را برای بازی در ادامه فیلم راضی نماید مجبور می شود موضوع عدم اجرای تعهدات او را نسبت به قرارداد فی مابین از طریق مراجع قانونی مورد تعقیب قرار دهد. حتی وکیل او پرونده ای در این مورد تنظیم می کند و شکایت نامه ژورک را به قاضی دادگستری در این مورد تسلیم می نماید.

هنوز شکایت مزبور در نوبت رسیدگی بود که هفته گذشته مطلع شدیم پرونده دعوا از طرف ژورک مختومه اعلام و از دادگستری پس گرفته شده است. وقتی با ژورک تماس گرفتیم خبر فوق را تایید نمود و اظهار داشت بلاخره با پادرمیانی دوستان فردین بخاطر حفظ منافع تهیه کننده حاضر به بازی در این صحنه شده است.

بلافاصله ساعت و روز فیلمبرداری این صحنه جالب را از او گرفتیم و در لحظه مقرر خبرنگار ستاره سینما تنها خبرنگاری بود که هنگام فیلمبرداری این صحنه در استودیو حضور داشت.

بلاخره کلید دوربین زده می شود و در حالیکه آواز آشنای ایرج بگوش می رسد فردین با آن فرم مانوس و دلپذیر خود به اجرای نقش می پردازد. وقتی صحنه خاتمه می یابد ژورک بی اندازه راضی و خوشحال است.

یکبار دیگر ژورک و فردین همدیگر را در آغوش می گیرند و کارگردان بعنوان تشکر صورت بازیگرش را می بوسد و فردین هم از اینکه آن گذشته های شیرین برای وی مجسم و زنده شده بود از ته قلب خوشحال بود.

وقتی ما فکر می کردیم که خوب همه ماجرا به خوشی و خرمی خاتمه یافته است و کار فیلمبرداری این صحنه تمام شده، ژورک سر تازه ای را برای ما فاش نمود و آن اینکه صحنه دیگری هم در فیلم هست که فردین باید بخواند و برقصد. پرسیدیم که آیا فردین از وجود آن صحنه اطلاع دارد؟

جواب داد: بله او می داند و گفته است وقتی قرار شد عهدم را بشکنم چه یک صحنه چه چند صحنه دیگر فرقی ندارد. بدین ترتیب یکبار دیگر فردین در آن کسوت مورد درخواست علاقمندان خود فرو می رود و تیپ و کاراکتر شاد و خندان خود را مجسم می نماید و پیش بینی می شود که این تجدید خاطره مورد استقبال جماعت تماشاگر دائمی سینمای ما قرار گیرد.  منبع 

 

 

 


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در دوشنبه 1386/08/21 ساعت موضوع | لینک ثابت


فروزان یکی هنرپیشه های سینمای قبل از انقلاب

فروزان ( پروین خیر بخش ) ، در سال 1342 با فیلم ساحل انتظار (سیامک یاسمی ) کار خود را در سینمای ایران آغاز کرد. فیلم های نخست او عبارت بودند از :

۱- ساحل انتظار ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۲ ) با فردین.
۲- انسان ها ( مهدی میثاقیه با همکاری آرامائیس آقامالیان ، ۱۳۴۳ ) با فردین.
۳- لذت گناه ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۳ ) با بهروز وثوقی.
۴- عروس دریا (آرمان ، ۱۳۴۴ ) با ویگن و بهروز وثوقی.
۵- ده سایه ی خطرناک ( امین امینی ، ۱۳۴۴ ) با گرشا رئوفی.
                                             
فروزان در این پنج فیلم ، نقش زنان روستایی و تهیدست و مظلوم را بازی می کرد اما اغلب این فیلم ها با شکست تجاری رویرو شدند و موفقیتی برای او به بار نیاوردند ، هر چند که او در این فیلم ها نشان داده بود که بازیگر بی استعدادی نیست و خصوصا در لذت گناه بازی نسبتا خوبی ارائه داده بود.
فروزان با فیلم گنج قارون ، جامه عوض می کند ، می رقصد و با آواز خوانندگان لب می زند و به فردین مونث سینمای ایران ، بدل می گردد. او تا اواخر دهه ی چهل ، و با بازی در فیلم هایی چون :

۶- گنج قارون ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۴ ) با فردین.
۷- شمسی پهلوون ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۵ ) با آرمان و کتایون.
۸- گوهر شب چراغ ( دکتر اسماعیل کوشان ، ۱۳۴۶ ) با ظهوری و همایون.
۹ـ تنگه ی اژدها ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۷) با بهروز وثوقی.
۱۰- دالاهو ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۶ ) با بهروز وثوقی .
۱۱- شکوه جوانمردی ( اسماعیل ریاحی ، ۱۳۴۶ ) با فردین و آرمان.
۱۲ـ غروب بت پرستان ( دکتر اسماعیل کوشان ، ۱۳۴۷ ) با ظهوری.
۱۳- بر آسمان نوشته (سیامک یاسمی ، ۱۳۴۷ ) با بهروز وثوقی.

و تعدادی دیگر ، باز همین تیپ را ایفا می کند و همواره با استقبال تماشاگران روبرو می شود. او بیشترین دستمزد را در میان بازیگران زن دریافت می کند و قراردادهای متعددی با تهیه کنندگان می بندد.
به این ترتیب فروزان به معیار بازیگری در فیلم های تجاری این دوران تبدیل می شود و بسیاری از زنان بازیگر قدیمی و جدید از جمله سهیلا ، کتایون ، جمیله ، فریبا خاتمی ، لی لی ، مرجان ، شورانگیز طباطبایی و آرام از الگوی او پیروی می کنند ، اما هیچ کدام از آنان محبوبیت و موفقیت فروزان را به دست نمی آورند به بیان دیگر ، در این دوره فقط زنانی می توانستند در سینمای ایران موفق شوند که پا ، جای پای فروزان بگذارند در غیر این صورت ، یا حذف می شدند یا به بازیگران دسته چندمی تبدیل می گشتند .
ویدا قهرمانی که نمی توانست برهنگی پیشه کند ، از سینما کناره گرفت (یا کنار گذاشته شد.) شهلا ریاحی به خاطر تن ندادن به ابتذال در نیمه ی راه زندگی در نقش مادر بزرگ ظاهر شد ، و آذر شیوا که از معدود زنان بازیگر مستعد سینمای ایران بود ، هرگز نقش دلخواهش را در سینمای این دهه پیدا نکرد.
فروزان در طول مدت بازیگریش در سینمای ایران در پنجاه و شش فیلم بازی کرد که به سیزده فیلم اشاره شد و بقیه ی فیلم هایی که فروزان در آنها بازی کرده ، به این قرار است :
۱۴- هاشم خان ( محمد زرین دست ، ۱۳۴۵ ) با بهروز وثوقی.
۱۵- شوخی نکن دلخور می شم ( رضا صفایی ، ۱۳۴۵) با علی تابش.
۱۶- مردی از تهران ( فاروق عجرمه ، ۱۳۴۵) با فردین.
۱۷- فرار از حقیقت ( ناصر ملک مطیعی ، ۱۳۴۵) با ناصر ملک مطیعی.
۱۸- دروازه ی تقدیر ( حمید مجتهدی ، ۱۳۴۶ ) با گوگوش و ایرج رستمی.
۱۹- هفت شهر عشق (حمید مجتهدی ، ۱۳۴۶ ) با بوتیمار.
۲۰- بسترهای جداگانه ( ایرج قادری ، ۱۳۴۷ ) با ایرج قادری.
۲۱- چرخ بازیگر ( مهدی امیر قاسم خانی ، ۱۳۴۷) با منوچهر وثوق.
۲۲- ستاره ی هفت آسمون ( حسین مدنی ، ۱۳۴۷ ) با منوچهر وثوق و گوگوش.
۲۳- یوسف و زلیخا (مهدی رئیس فیروز ، ۱۳۴۷ ) با فخرالدین.
۲۴- دختر شاه پریان ( شاپور قریب ، ۱۳۴۷) با منوچهر وثوق.
۲۵- بازی عشق ( فاروق عجرمه ، ۱۳۴۷ ) با عبدالسلام نابلس.
۲۶- عدل الهی ( تورکراینان اوغلو ، ۱۳۴۸ ) با کارتال تیبت.
۲۷- ستاره ی فروزان ( اسدالله سلیمانی فر ، ۱۳۴۸ ) با شهلا ریاحی و عادل روحی.
۲۸- شهر آشوب ( فریدون ژورک ، ۱۳۴۸ ) با ظهوری و پیمان.
۲۹- معجزه ی قلب ها ( خسرو پرویزی ، ۱۳۴۸ ) با منوچهر وثوق.
۳۰- امشب دختری می میرد ( مصطفی عالمیان ، ۱۳۴۸ ) با تقی مختار.
۳۱- بهشت دور نیست ( اسماعیل ریاحی ، ۱۳۴۸ ) با فردین.
۳۲- مالک دوزخ ( امیر شروان ، ۱۳۴۸ ) با منوچهر وثوق.
۳۳- رقاصه ی شهر ( شاپور قریب ، ۱۳۴۹ ) با ناصر ملک مطیعی.
۳۴- سو گلی ( فریدون ژورک ، ۱۳۴۹ ) با ناصر ملک مطیعی.
۳۵- رام کردن مرد وحشی ( کمال دانش ، ۱۳۴۹ ) با امامعلی حبیبی.
۳۶- مردی از جنوب شهر ( صابر رهبر ، ۱۳۴۹ ) با فردین.
۳۷- جعفر و گلنار ( منوچهر قاسمی ، ۱۳۴۹ ) با هوشنگ منظوری.
۳۸- عروس بیانکا ( شاپور قریب ، ۱۳۴۹ ) با منوچهر وثوق.
۳۹- اسیر خشم ( ممدوح ، ۱۳۴۹ ) با فخرالدین.
۴۰- ایوب ( فریدون ژورک ، ۱۳۵۰ ) با فردین.                                 
۴۱- آتش پاره ی شهر ( رضا صفایی ، ۱۳۵۰ ) با منوچهر وثوق.
۴۲- با با شمل ( علی حاتمی ، ۱۳۵۰ ) با فردین.
۴۳- حیدر ( فریدون ژورک ، ۱۳۵۰ ) با بیک ایمانوردی.
۴۴- بد نام ( شاپور قریب ، ۱۳۵۰ ) با منوچهر وثوق.
۴۵- قلندر ( علی حاتمی ، ۱۳۵۱ ) با ناصر ملک مطیعی.
۴۶- خاطر خواه ( امیر شروان ، ۱۳۵۱ ) با ناصر ملک مطیعی.
۴۷- ساحره ( کامران قدکچیان ، ۱۳۵۱ ) با بهمن مفید.
۴۸- ظفر ( صابر رهبر ، ۱۳۵۱ ) با بیک ایمانوردی.
۴۹- میخک سفید ( رضا صفایی ، ۱۳۵۱ ) با تقی مختار.
۵۰- دشنه ( فریدون گله ، ۱۳۵۱ ) با بهروز وثوقی.
۵۱- پریزاد ( سیامک یاسمی ، ۱۳۵۲ ) با ارحام صدر.
۵۲- نا خدا ( امیر شروان ، ۱۳۵۲ ) با ناصر ملک مطیعی و منوچهر وثوق.
۵۳- خداحافظ کوچولو ( رضا عقیلی ، ۱۳۵۴ ) با مرتضی عقیلی.
۵۴- قرار بزرگ ( فردین ، ۱۳۵۵ ) با فردین و بیک ایمانوردی.
۵۵- پشت و خنجر ( ایرج قادری ، ۱۳۵۶ ) با پوری بنایی و ایرج قادری.
۵۶- دایره ی مینا ( داریوش مهر جویی ، ۱۳۵۷ ) با سعید کنگرانی و عزت الله انتظامی. منبع

 


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در یکشنبه 1386/08/20 ساعت موضوع | لینک ثابت


شورانگیز طباطبائی، چطور هنرپیشه شد و چگونه اوج گرفت

 شورانگیز

 

چاپ شده در مجله ستاره سينما/شماره 68/سال 1353- شورانگیز طباطبائی که قبلا با نام های شاپرک و کاترین در فیلم ها بازی می کرد ¡امروز پرکارترین ستاره ایرانی است .نیاز به چهره های تازه در سینمای ایران روز به روز بیشتر احساس می شود و این نیاز سبب می گردد به تدریج چهره های تازه ای در سینمای ایران ظهور کنند، شورانگیز طباطبائی هنرپیشه ای است که تا قبل از ورود به کار سینما بعلت زیبایی خاصی که داشت بارها برای بازی در فیلم از وی دعوت بعمل می آمد، اما سعی او آن بود که بتواند در فیلم های برجسته تری شرکت کند .وی قبل از آنکه با نام کاترین بازیگر نفش نخست فیلم اکبر دیلماج گردد با نام شاپرک در چند صحنه از فیلم خشم و خون كه هنوز به نمایش در نیامده شرکت جسته بود .اما بخاطر آنکه در آن فیلم نتوانسته بود کاری از خود نشان دهد، از قبول نقش های کوتاه مدت بعدی خود خود داری نمود و در انتظار فرصتی بود که بتواند با ایفای نقش نخست فیلم ها برای خود موفقیتی بدست آورد.

رودکی فیلم که با شرکت ارحام صدر، ایرن و دیانا در صدد تهیه اولین دوره جدید فعالیت خود بود در جستجوی چهره جدیدی بود که بتواند نقش یک توریست خوشگل و تو دل برو را ایفا نماید. به همین جهت با آن که عده زیادی کاندیدای بازی در فیلم بودند، تهیه کننده فیلم شورانگیز را انتخاب کرد و او با نام کاترین بازیگر نقش نخست فیلم شد.

شرکت وی در این فیلم و نمایش آن سبب گردید که یک باره وی مورد توجه فیلمسازان قرار گیرد. بطوری که بلافاصله نقش مقابل ناصر ملک مطیعی را در فیلم اوستا کریم نوکرتیم عهده دار شد فروش سرسام آور فیلم اوستا کریم نوکرتیم در نوروز گذشته باعث شد که کاترین که اینک نام شورانگیز طباطبایی را برای خود انتخاب کرده است، به صورت یک چهره روز درآید. بطوریکه وی بلافاصله قرارداد شرکت در شش فیلم را با فیلمسازان مختلف منعقد کرد و ناگهان دست مزدش از سی هزار ریال به سیصد هزار ریال ترقی نمود !

شورانگیز اینک ستاره روز سینمای ایران است و هر ماه یکی دو فیلم از وی به نمایش در می آید و تا نوروز امسال نیز وقت بازی در فیلم تازه ای را ندارد. بعد از نمایش فیلم اکبر دیلماج از شورانگیز طباطبایی در طی هشت ماه گذشته فیلم های اوستا کریم نوکرتیم، کنیز، این دست کجه، دکتر و رقاصه، آقا رضای گل، مرغ همسایه، به نمایش در آمده است و در این هفته نیز فیلم دروغگوی کوچولو از وی روی پرده است. شورانگیز در حال حاضر فیلم مرد شب را به اتمام رسانده و مشغول بازی در فیلم چشمان بسته، و آقا مهدی پاشنه طلا می باشد          منبع     

 


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در پنجشنبه 1386/08/17 ساعت موضوع | لینک ثابت


عکس چند تن از بازیگران قبل از انقلاب

                           

                                            زنده یاد پرویز فنی زاده                                                  

                                  گوگوش و زنده یاد پوران

                        

                              ناصر ملک مطیعی                  

                    

                                  زنده یاد محمد علی فردین    

 

 


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در چهارشنبه 1386/08/16 ساعت موضوع | لینک ثابت


عکس چند تن از بازیگران قبل از انقلاب

                                                                                                                                

مرجان         فروزان             سپیده و ایرن

   مرجان                                 فروزان                              سپیده و ایرن      

              شورانگیز                           هاله نظری

                   شورانگیز طباطبایی                         هاله نظری


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در سه شنبه 1386/08/15 ساعت موضوع | لینک ثابت


دائي جان ناپلئون را در هر کجاي دنيا و در هر جامعه اي مي توان پيدا کرد

دائي جان ناپلئون داستان مرد پريشان احوالي است که به دليل ناکامي هايش در زندگي واقعي، در ذهنش از خود ناپلئوني ساخته است و گمان مي کند که انگليسي ها قصد نابودي اش را دارند. اين کتاب چنان بر دل ايراني ها نشست که بعد از انتشارش در سال 1973 ميليون ها نسخه از آن به فروش رفت و يک سريال تلويزيوني که بر اساس آن ساخته شد، شايد يکي از پرطرفدارترين سريال هاي تلويزيوني در تاريخ ايران معاصر باشد. بعد از انقلاب ايران در سال 1979، هم سريال و هم کتاب، توقيف شد. يکي از موفقيت هاي رمان مثل اکثر رمان هاي داستاني موفق، به اين دليل بود که ريشه در واقعيت داشت. رمان، واقعيت مهمي را درباره زندگي در ايران دوره معاصر نشان مي داد. پزشکزاد در سخنراني اش در دانشگاه کاليفرنيا در لس آنجلس، گفت که منشا دائي جان ناپلئون به دوران کودکي خودش بر مي گردد که بايد فقط به حرف بزرگتر ها گوش مي داد و اينکه آنها به هر شخصيت سياسي انگ انگليسي بودن مي زدند.

چنين وسواسي آنقدر در ايران رايج بود که حتي بسياري از ايرانيان ادعا مي کردند که هيتلر دست نشانده انگليس است و بمباران لندن هم توسط اداره جاسوسي انگليسي هاي شرور، صورت گرفته است.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در دوشنبه 1386/08/14 ساعت موضوع | لینک ثابت


عکس چند تن از بازیگران قبل از انقلاب منبع:www.ghadimiha.com

مرتضی احمدی                   زنده یاد بیک ایمانوردی                 اذر شیوا

مرتضی احمدی                          زنده یاد بیک ایمانوردی                        اذر شیوا

سعید راد                   ایرن             زنده یاد بیک ایمانوردی

سعید راد                                        ایرن                              زنده یاد بیک ایمانوردی                       


 

نوشته شده توسط فرهاد لارنگی در یکشنبه 1386/08/13 ساعت موضوع | لینک ثابت